تبليغاتX
خانه عفاف اینترنتی ازدواج ازدواج موقت

خانه عفاف اینترنتی ازدواج ازدواج موقت

خانه عفاف ،صیغه، ازدواج موقت، ازدواج دائم، همسر يابي، روش صيغه، ازدواج موقت در اسلام..خانه عفاف

نظام خانواده در اسلام

نظام خانواده در اسلام ...

(و من كلّ شىء خـلقنا زوجـين لعلّكم تذكّـرون )

« الذاريات / 49 »

1 آئين ازدواج در نظام هستى

«نظام تركيب و تزويج در جمادات»

اراده عالمانه و حكيمانه و عادلانه حضرت حق، در نظام متقن هستى و پهن دشت ميدان خلقت و آفرينش، از هر چيزى جفت آفريد.

در اين بساط جفت بودن و زوج بودن هر چيزى حقيقتى است كه استثنا برنداشته، و پيش از آنكه دانش بشر، و تحقيقات علمى به آن دست يابد، قرآن مجيد در آيات متعددى از جمله در آيه چهل و نهم سوره مباركه الذاريات، از اين واقعيت، كه نسبت به تمام موجودات هستى، اعم از جماد و نبات و حيوان و انسان فراگير است خبر داده.

اين خبر عظيم، و گفتار علمى، و اين بيان روشن، آن هم نسبت به تمام موجودات خانه خلقت، و كاشانه و لانه آفرينش، با توجه به اينكه مربوط به قرنها قبل از رنسانس علمى است، و در شهرى چون مكه و مدينه كه خط نويس و خواننده اى، و كتاب و مدرسه اى در آن نبوده، از معجزات قرآن مجيد، و دليلى محكم بر اصالت اين كتاب، و برهانى بزرگ بر علمى بودن اين دفتر، و عاملى بس قوى بر صدق نبوت خاتم انبيا(صلى الله عليه وآله وسلم) است.

قرآن مجيد در زمينه هاى ديگر مسائل آفرينش آياتى دارد، كه علوم امروز بشر، در برابر آن شگفت زده و غرق در تعجّب و حيرت است، و براى احدى از افراد انسان در هر مقام و مرتبه اى كه باشد، جاى شك و ترديد، در حقّانيت خود، و اينكه چراغ هدايت فرا راه حيات آدميان است، باقى نمى گذارد.

ذلِكَ الْكِتابُ لارَيْبَ فيهِ.[1]

عنايت و رحمت او، در ذات زوج ها و جفت ها از هر نوعى، كشش و جاذبه و رابطه عاشقانه، و ميل به يكديگر برقرار نموده است، تا اين جاذبه و كشش، و اين ميل و رابطه، تحت نظامى خاص و شرايطى معين، چه در نظام تكوين، چه در عرصه گاه تشريع منتهى به ازدواج و جفت گيرى و توالد و تناسل، و تكثير نوع شود، و از اين راه باعث بقاء نظام عالى آفرينش گردد، و هم اينكه تمام موجودات از هر جنس و نوعى كه هستند به لذّت زندگى، و خوشى در حيات، و بهره مندى از وجود خود و ديگران برسند.

آيين ازدواج در نظام هستى   …      

( درادامه مطلب )


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 15:14  توسط غریبه  | 

احكام نكاح يا ازدواج (برگرفته از رساله حضرت آیت الله مرحوم فاضل لنکرانی)

احكام نكاح يا ازدواج برگرفته از رساله حضرت آیت الله مرحوم فاضل لنکرانی

بواسطه عقد ازدواج زن به مرد حلال مى شود، و آن بر دو قسم است: دائم و غير دائم. عقد دائم آن است كه مدّت زناشوئى در آن معيّن نشود و زنى را كه به اين قسم عقد مى كنند دائمه گويند. و عقد غير دائم آن است كه مدّت زناشوئى در آن معيّن شود، مثلا زن را به مدّت يك ساعت يا يك روز يا يك ماه يا يك سال يا بيشتر عقد نمايند، و زنى را كه به اين قسم عقد كنند متعه و صيغه مى نامند.

احكام عقد

مسأله : در زناشوئى چه دائم و چه غير دائم، بايد صيغه خوانده شود و تنها راضى بودن زن و مرد كافى نيست و صيغه عقد را يا خود زن و مرد مى خوانند، يا ديگرى را وكيل مى كنند كه از طرف آنان بخواند.

مسأله : وكيل لازم نيست مرد باشد، زن هم مى تواند براى خواندن صيغه عقد از طرف ديگرى وكيل شود.

مسأله : زن و مرد تا يقين نكنند كه وكيل آنها صيغه را خوانده است نمى توانند با يكديگر رفتار محرمانه نمايند، و گمان به اينكه وكيل صيغه را خوانده است كفايت


صفحه 425

نمى كند، ولى اگر وكيل بگويد صيغه را خوانده ام كافى است.

مسأله : اگر زنى كسى را وكيل كند كه مثلا ده روز او را به عقد مردى درآورد و ابتداى ده روز را معين نكند در صورتى كه از گفته زن معلوم شود كه به وكيل اختيار كامل داده آن وكيل مى تواند هر وقت كه بخواهد او را ده روز به عقد آن مرد درآورد، و اگر معلوم باشد كه زن، روز يا ساعت معيّنى را قصد كرده، بايد صيغه را مطابق قصد او بخواند.

مسأله : يك نفر مى تواند براى خواندن صيغه عقد دائم يا غير دائم از طرف دو نفر وكيل شود و نيز انسان مى تواند از طرف زن وكيل شود و او را براى خود به طور دائم يا غير دائم عقد كند ولى احتياط مستحب آن است كه عقد را دو نفر بخوانند.

دستور خواندن عقد دائم

مسأله : اگر صيغه دائم را خود زن و مرد بخوانند و اوّل زن بگويد: زَوَّجْتُكَ نَفْسى عَلَى الصَّداقِ الْمَعلُوم (يعنى خود را زن تو نموده به مهرى كه معيّن شده) پس از آن بدون فاصله مرد بگويد: قَبِلْتُ التَّزْويجَ (يعنى قبول كردم اين ازدواج را) عقد صحيح است. و اگر ديگرى را وكيل كنند كه از طرف آنها صيغه عقد را بخواند چنانچه مثلا اسم مرد احمد و اسم زن فاطمه باشد و وكيل زن بگويد: زَوَّجْتُ مُوَكِّلَتِى فاطِمةَ مُوَكِّلَكَ اَحْمَدَ عَلَى الصَّداقِ الْمَعْلُوم، پس بدون فاصله وكيل مرد بگويد: قَبِلْتُ لِمُوَكِّلى اَحْمَدَ عَلَى الصَّدَاقِ صحيح مى باشد، ولى بايد كسى كه اين الفاظ را مى خواند كاملاً معنى آنرا بفهمد و قصد انشاء كند. يعنى بخواهد با گفتن اين الفاظ دو نفر را زن و شوهر كند.

دستور خواندن عقد غير دائم

مسأله : اگر خود زن و مرد بخواهند صيغه عقد غير دائم را بخوانند، بعد از آنكه مدّت و مهر را معيّن كردند، چنانچه زن بگويد: زَوَّجْتُكَ نَفْسى فِى المُدَّةِ الْمَعْلُومَةِ عَلَى الْمَهْرِ الْمَعلُوم، بعد بدون فاصله مرد بگويد: قَبِلْتُ، صحيح است. و اگر ديگرى را وكيل كنند اوّل وكيل زن به وكيل مرد بگويد: مَتَّعْتُ مُوَكِّلَتِى مُوَكِّلَكَ فِى الْمُدَّةِ الْمَعْلُومَةِ عَلَى


صفحه 426

الْمَهْرِ الْمَعْلُوم، پس بدون فاصله وكيل مرد بگويد: قَبِلْتُ لِمُوَكِّلى هكَذَا، صحيح مى باشد.

شرايط عقد

مسأله : عقد ازدواج چند شرط دارد:

اوّل: آنكه به عربى صحيح خوانده شود. و اگر خود مرد و زن نتوانند صيغه را به عربى صحيح بخوانند چنانچه ممكن باشد، احتياط واجب آن است كسى را كه مى تواند به عربى صحيح بخواند وكيل كنند، و اگر خودشان بخوانند بايد لفظى بگويند كه معنى زَوَّجْتُ و قَبِلْتُ را بفهماند.

دوّم: مرد و زن يا وكيل آنها كه صيغه را مى خوانند قصد انشاء داشته باشند يعنى اگر خود مرد و زن صيغه را مى خوانند، زن به گفتن «زَوَّجْتُكَ نَفْسى» قصدش اين باشد كه خود را زن او قرار دهد و مرد بگفتن «قَبِلْتُ التَّزويجَ» زن بودن او را براى خود قبول نمايد، و اگر وكيل مرد و زن صيغه را مى خوانند، بگفتن «زَوَّجْتُ و قَبِلْتُ» قصدشان اين باشد كه مرد و زنى كه آنان را وكيل كرده اند زن و شوهر شوند.

سوّم: كسى كه صيغه عقد را مى خواند لازم نيست بالغ باشد، بلكه بايد مفهوم لفظى را كه مى گويد دقيقاً بداند پس اگر بچه مميّز براى خودش با اجازه وليش و يا براى ديگران عقد بخواند صحيح است.

چهارم: اگر وكيل زن و شوهر يا ولىّ آنها صيغه را مى خوانند، در عقد، زن و شوهر را معيّن كنند مثلا اسم آنها را ببرند يا به آنها اشاره نمايند. پس كسى كه چند دختر دارد، اگر به مردى بگويد: زَوَّجْتُكَ اِحَدى بَناتى (يعنى زن تو نمودم يكى از دخترانم را) و او بگويد: قَبِلْتُ يعنى قبول كردم، چون در موقع عقد، دختر معيّن نبوده عقد باطل است.

پنجم: زن و مرد به ازدواج راضى باشند ولى اگر زن ظاهراً با كراهت اذن دهد و معلوم باشد قلباً راضى است، عقد صحيح است.

مسأله : اگر در عقد يك حرف غلط خوانده شود كه معنى آن را عوض كند عقد باطل است.

مسأله : كسى كه دستور زبان عربى را نمى داند، اگر قرائتش صحيح باشد و معناى


صفحه 427

هر كلمه از عقد را جداگانه بداند و قصد انشاء بنمايد و از هر لفظى معناى آن را قصد نمايد مى تواند عقد را بخواند و چنانچه معناى آن را به طور اجمال بداند بنابر احتياط واجب كافى نيست.

مسأله : اگر زنى را براى مردى بدون اجازه آنان عقد كنند و بعداً زن و مرد بگويند به آن عقد راضى هستيم عقد صحيح است.

مسأله : اگر زن و مرد يا يكى از آن دو را به ازدواج مجبور نمايند و بعد از خواندن عقد راضى شوند و بگويند به آن عقد راضى هستيم عقد صحيح است.

مسأله : پدر و جدّ پدرى مى توانند براى فرزند پسر يا دختر نابالغ يا ديوانه خود كه با حال ديوانگى بالغ شده است همسر بگيرند، و بعد از آنكه آن طفل بالغ شد، يا ديوانه عاقل گرديد، اگر ازدواجى كه براى او كرده اند مصلحت داشته باشد، نمى تواند آن را بهم بزند و اگر مفسده اى داشته باشد عقد فضولى است و مى تواند آن را امضاء كرده يا عقد را بهم بزند، ولى چنانچه براى آنها مصلحت نداشته و مفسده هم نداشته باشد در صحت عقد اشكال است، و احتياط ترك نشود.

مسأله : اگر پدر، يا جدّ پدرى براى پسر نابالغ خود، زن بگيرد، پسر بايد بعد از بالغ شدن خرج آن زن را بدهد.

مسأله : اگر پدر يا جدّ پدرى براى پسر نابالغ خود زن بگيرد، چنانچه پسر در موقع عقد مالى داشته، مديون مهر زن است، و اگر در موقع عقد مالى نداشته، و در ضمن عقد شرط نشده كه مهر بر عهده پدر يا جد پدرى نيست پدر يا جدّ او بايد مهر زن را بدهند.

مسأله : دخترى كه بحدّ بلوغ رسيده و رشيده است يعنى مصلحت خود را تشخيص مى دهد اگر بخواهد شوهر كند، چنانچه باكره باشد، بنابر احتياط بايد از پدر يا جدّ پدرى خود اجازه بگيرد و اجازه مادر و برادر او لازم نيست حتى اگر پدر يا جد پدرى نداشته باشد.

مسأله : اگر پدر و جد پدرى غائب باشند، به طورى كه نشود از آنان اذن گرفت و دختر هم احتياج به شوهر كردن داشته باشد لازم نيست از پدر و جدّ پدرى اجازه بگيرند.


صفحه 428

و همچنين اگر همسر مناسبى براى دختر پيدا شود و بخواهد با پسرى كه شرعاً و عرفاً هم كفو او مى باشد ازدواج كند و پدر و جدّ پدرى بدون جهت مانع مى شوند و سخت گيرى مى كنند در اين صورت نيز اجازه آنان لازم نيست، و همينطور اگر دختر باكره نباشد اجازه پدر و جدّ لازم نيست، حتّى در صورتى كه بدون شوهر رفتن، به او نزديكى شده باشد.

مسأله : اگر پدر و جد پدرى مسلمان نباشد ولى دختر باكره رشيده مسلمان باشد اجازه آنها در ازدواج او لازم نيست.

عيبهايى كه به واسطه آنها مى شود عقد را بهم زد

مسأله : اگر مرد بعد از عقد بفهمد كه زن يكى از هفت عيب را دارد مى تواند عقد را به هم بزند به شرط آنكه معلوم شود كه عيب پيش از عقد بوده است:

اول: ديوانگى. دوم: مرض خوره. سوّم: مرض بَرَص (پيسى). چهارم: كورى. پنجم: زمين گير بودن و در حكم آن است شلى كه شل بودن او واضح باشد. ششم: آن كه افضا شده يعنى راه بول و حيض يا راه حيض و غائط او يكى شده باشد ولى اگر راه حيض و غائط او يكى شده باشد به هم زدن عقد اشكال دارد و بايد احتياط شود. هفتم: آن كه گوشت، يا استخوانى يا غده اى در فرج او باشد كه مانع نزديكى شود.

مسأله : زن نيز مى تواند در چهار صورت عقد را به هم بزند:

اوّل: ديوانه بودن شوهر، اگر زن بعد از عقد بفهمد كه شوهرش پيش از عقد ديوانه بوده يا آنكه بعد از عقد چه پيش از نزديكى يا بعد از آن ديوانه شود مى تواند عقد را بهم  بزند.

دوّم: نداشتن آلت مردى، چنانچه زن بعد از عقد بفهمد كه شوهرش پيش از عقد آلت مردى نداشته يا بعد از عقد پيش از نزديكى آلت او بريده شده مى تواند عقد را بهم بزند.

سوّم: ناتوانى از نزديكى جنسى، اگر زن بعد از عقد بفهمد كه شوهرش مرضى دارد كه نمى تواند وطى و نزديكى نمايد هر چند آن مرض بعد از عقد و پيش از نزديكى عارض شده باشد مى تواند عقد را بهم بزند.


صفحه 429

چهارم: بيضه هاى او را كشيده باشند، چنانچه زن بعد از عقد بفهمد كه بيضه هاى شوهرش را قبل از عقد كشيده اند مى تواند عقد را بهم بزند. در تمام چهار صورتى كه ذكر شد زن مى تواند بدون طلاق عقد را بهم بزند. ولى در صورت سوّم كه ناتوانى جنسى دارد لازم است كه زن به مجتهد جامع الشرائط يا به وكيل او مراجعه نمايد و مجتهد جامع الشرائط شوهر را تا يك سال مهلت مى دهد چنانچه شوهر نتوانست به آن زن يا زنى ديگر نزديكى كند، پس از آن زن مى تواند عقد را بهم بزند، و اگر آلت مردى بعد از نزديكى بريده شود و زن عقد ازدواج را فسخ كند، فسخ اثرى ندارد اگر چه احتياط مستحب آنستكه شوهر او را طلاق دهد.

مسأله : اگر مرد يا زن، بواسطه يكى از عيبهايى كه در دو مسأله پيش گفته شد عقد را به هم بزند، بايد بدون طلاق از هم جدا شوند.

مسأله : اگر بواسطه آن كه مرد عنين است و نمى تواند وطى و نزديكى كند، زن عقد را به هم بزند شوهر بايد نصف مهر را بدهد. ولى اگر بواسطه يكى از عيبهاى ديگرى كه گفته شد، مرد يا زن عقد را بهم بزند، چنانچه مرد با زن نزديكى نكرده باشد چيزى بر او نيست و اگر نزديكى كرده، بايد تمام مهر را بدهد.

عدّه اى از زنها كه ازدواج با آنها حرام است

مسأله : ازدواج با زنهائى كه مثل مادر و خواهر و مادر زن با انسان محرم هستند حرام است.

مسأله : اگر كسى زنى را براى خود عقد نمايد، اگر چه با او نزديكى نكند، مادر و مادر مادر آن زن و مادر پدر او هر چه بالا روند به آن مرد محرم مى شوند.

مسأله : اگر زنى را عقد كند و با او نزديكى نمايد، دختر و نوه دخترى و پسرى آن زن هر چه پائين روند، چه در وقت عقد باشند يا بعداً به دنيا بيايند، به آن مرد محرم مى شوند.

مسأله : اگر با زنى كه براى خود عقد كرده نزديكى هم نكرده باشد، تا وقتى كه آن زن در عقد او است نمى تواند با دختر او ازدواج كند.


صفحه 430

مسأله : عمّه و خاله پدر و عمّه و خاله پدربزرگ و عمّه و خاله مادر و عمّه و خاله مادربزرگ هر چه بالا روند به انسان محرمند.

مسأله : پدر و جدّ شوهر، هر چه بالا روند، و پسر و نوه پسرى و دخترى او هر چه پائين آيند چه در موقع عقد باشند، يا بعداً به دنيا بيايند به زن او محرم هستند.

مسأله : اگر زنى را براى خود عقد كند، دائمه باشد، يا صيغه تا وقتى كه آن زن در عقد او است نمى تواند با خواهر آن زن ازدواج كند.

مسأله : اگر زن خود را به ترتيبى كه در كتاب طلاق گفته مى شود طلاق رجعى دهد، در بين عدّه نمى تواند خواهر او را عقد نمايد، بلكه در عدّه طلاق بائن هم كه بعداً بيان مى شود، احتياط مستحب آن است كه از ازدواج با خواهر زنش خود دارى نمايد، و احتياط واجب اين است كه در عده متعه با خواهر آن زن كه او را متعه كرده بوده است ازدواج نكند.

مسأله : انسان نمى تواند بدون اجازه زن خود، با خواهر زاده و برادر زاده او ازدواج كند ولى اگر بدون اجازه زنش آنان را عقد نمايد و بعداً زن بگويد به آن عقد راضى هستم اشكالى ندارد.

مسأله : اگر زن بفهمد شوهرش برادر زاده يا خواهر زاده او را عقد كرده و حرفى نزند، چنانچه بعداً رضايت ندهد عقد آنان باطل است، بلكه اگر از حرف نزدنش معلوم باشد كه باطناً راضى بوده احتياط واجب آن است كه شوهرش از برادر زاده او جدا شود مگر آنكه اجازه دهد.

مسأله : زن مسلمان نمى تواند به عقد كافر در آيد، مرد مسلمان هم نمى تواند با زنهاى كافره بطور دائم ازدواج كند ـ حتى اگر يهوديه يا نصرانيه باشند بنابر احتياط واجب ـ ولى صيغه كردن زنهاى يهودى و نصرانى مانعى ندارد.

مسأله : كسى كه زن مسلمان دارد نبايد زن يهودى و نصرانى را صيغه نمايد.

مسأله : اگر انسان پيش از آن كه دختر عمّه يا دختر خاله خود را بگيرد با مادر آنان زنا كند ديگر نمى تواند با آنان ازدواج نمايد.

مسأله : اگر با دختر عمه يا دختر خاله خود ازدواج نمايد و پيش از آنكه با آنان

نزديكى كند با مادرشان زنا نمايد، احتياط واجب آن است كه از ايشان جدا شود.

مسأله : اگر با زنى غير از عمّه و خاله خود زنا كند، احتياط واجب آن است كه با دختر او ازدواج نكند، ولى اگر زنى را عقد نمايد و با او نزديكى كند بعد با مادر او زنا كند، آن زن بر او حرام نمى شود، ولى اگر او را طلاق بدهد و بعداً دوباره بخواهد با او ازدواج كند اشكال دارد، و نيز اگر پيش از آنكه با او نزديكى كند با مادر او زنا نمايد، احتياط واجب آن است كه از آن زن جدا شود.

مسأله : اگر با زنى كه در عدّه طلاق است زنا كند باعث حرمت ابدى نمى شود لذا مى تواند بعد از گذشت عده با او ازدواج كند هرچند احتياط در ترك اين ازدواج است و اگر با زنى كه در عده است عقد كند (چه موقت چه دائم) هر چند اين عقد باطل است ولى باعث حرمت ابدى مى شود.

مسأله : احتياط واجب آن است كه با زن مشهوره به زانيه بوده قبل از اين كه توبه اش معلوم بشود ازدواج نكند.

مسأله : اگر با زنى زنا كند، بعداً مى تواند آن زن را براى خود عقد نمايد، ولى احتياط واجب آن است كه صبر كند تا آن زن حيض ببيند بعد او را عقد كند و همچنين است اگر ديگرى بخواهد آن زن را عقد نمايد.

مسأله : اگر زنى را كه در عدّه ديگرى است براى خود عقد كند، چنانچه مرد و زن يا يكى از آنان بدانند كه عدّه زن تمام نشده و بدانند عقد كردن زن در عدّه حرام است آن زن بر او حرام مى شود، اگر چه مرد بعد از عقد با آن زن نزديكى نكرده باشد.

مسأله : اگر زنى را براى خود عقد كند و بعد معلوم شود كه در عدّه بوده چنانچه هيچ كدام نمى دانسته اند زن درعدّه است و نمى دانسته اند كه عقد كردن زن در عدّه حرام است، در صورتى كه مرد با او نزديكى كرده باشد، آن زن بر او حرام مى شود.

مسأله : اگر انسان بداند زنى شوهر دارد و با او ازدواج كند اين عقد باطل است و بايد از او جدا شود و بعداً هم او را براى خود عقد نكند و اگر نداند كه زن شوهر دارد و با او ازدواج كند عقد باطل است و اگر با او همبستر نشده باشد موجب حرمت ابدى نمى شود.


صفحه 432


مسأله : زن شوهر دار اگر زنا بدهد بر شوهر خود حرام نمى شود و اگر مشهوره به زانيه بودن شود احتياط واجب آن است كه شوهر او را طلاق دهد ولى بايد مَهرش را بدهد و اگر توبه كرد مى تواند مجدداً او را عقد كند.

مسأله : زنى را كه طلاق داده اند و زنى كه صيغه بوده و شوهرش مدّت او را بخشيده يا مدّتش تمام شده، چنانچه بعد از مدّتى شوهر كند و بعد شك كند كه موقع عقد شوهر دوّم عدّه شوهر اوّل تمام بوده يا نه، بايد به شك خود اعتنا نكند.

مسأله : اگر شخص بالغى با پسر نابالغى لواط كند، با احراز تحقق دخول مادر، خواهر و دختر پسر بر او حرام مى شود ولى اگر فاعل نابالغ باشد يا شك كند كه بالغ بوده بر او حرام نمى شود، و چنانچه هر دو بالغ باشند، يا هر دو نابالغ باشند يا فاعل نابالغ و مفعول بالغ باشند، بنابر احتياط مستحب با هم ازدواج نكنند.

مسأله : اگر با مادر يا خواهر يا دختر پسرى ازدواج نمايد و بعد از ازدواج و دخول به زوجه با آن پسر لواط كند، آنان بر او حرام نمى شوند، ولى اگر آنها را طلاق داد بنابر احتياط واجب دو مرتبه آنها را عقد نكند، و نيز اگر بعد از عقد و پيش از دخول لواط كند بنابر احتياط واجب آن زن بر او حرام مى شود.

مسأله : اگر كسى در حال احرام كه يكى از كارهاى حج يا عمره است، با زنى ازدواج نمايد عقد او باطل است، و چنانچه مى دانسته كه زن گرفتن بر او حرام است، ديگر نمى تواند آن زن را عقد كند.

مسأله : اگر زنى كه در حال احرام است با مردى كه در حال احرام نيست ازدواج كند عقد او باطل است، و اگر زن مى دانسته كه ازدواج در حال احرام حرام است واجب است كه بعداً با آن مرد ازدواج نكند.

مسأله : اگر مرد طواف نساء را كه يكى از كارهاى حج است بجا نياورد، زنش كه بواسطه مُحرم شدن بر او حرام شده بود حلال نمى شود، و نيز اگر زن طواف نساء نكند، شوهرش بر او حلال نمى شود، ولى اگر بعداً طواف نساء را انجام دهند به يكديگر حلال مى شوند.

مسأله : اگر كسى دختر نابالغى را براى خود عقد كند و پيش از آنكه نُه سال دختر


صفحه 433


تمام شود، با او نزديكى و دخول كند، چنانچه او را افضاء نمايد هيچوقت نبايد با او نزديكى كند.

مسأله : زنى را كه سه مرتبه طلاق داده اند بر شوهرش حرام مى شود، ولى اگر با شرايطى كه در كتاب طلاق گفته مى شود با مرد ديگرى ازدواج كند، شوهر اوّل مى تواند دوباره او را براى خود عقد نمايد.

احكام عقد دائم

مسأله : زنى كه عقد دائمى شده نبايد بدون اجازه شوهر از خانه بيرون رود، و بايد خود را براى هر لذّت متعارفى كه او مى خواهد، تسليم نمايد و بدون عذر شرعى از نزديكى كردن او جلوگيرى نكند. و اگر در اينها از شوهر اطاعت كند، تهيه غذا و لباس و منزل او و لوازم ديگرى كه در كتب ذكر شده بر شوهر، واجب است و اگر تهيه نكند چه توانايى داشته باشد، يا نداشته باشد مديون زن است.

مسأله : اگر زن در كارهايى كه در مسأله پيش گفته شد اطاعت شوهر را نكند گناهكار است و حق غذا و لباس و منزل و همخوابى ندارد ولى مهر او از بين نمى رود.

مسأله : مرد حق ندارد زن خود را به خدمت خانه مجبور كند.

مسأله : مخارج سفر زن اگر بيشتر از مخارج وطن باشد با شوهر نيست، ولى اگر شوهر مايل باشد كه زن را سفر ببرد بايد خرج سفر او را بدهد.

مسأله : زنى كه از شوهر اطاعت مى كند اگر مطالبه خرجى كند و شوهر ندهد مى تواند جهت الزام شوهر بر پرداخت نفقه، به مجتهد جامع الشرائط و اگر ممكن نباشد به عدول مؤمنين و اگر آنهم ممكن نباشد به فُسّاق مؤمنين مراجعه نمايد. و چنانچه الزام شوهر بر دادن نفقه ممكن نباشد مى تواند، در هر روز به اندازه خرجى آن روز بدون اجازه از مال او بردارد، و اگر ممكن نيست چنانچه ناچار باشد كه معاش خود را تهيه كند، در موقعى كه مشغول تهيه معاش است اطاعت شوهر بر او واجب نيست.

مسأله : مرد اگر چند زن داشته باشد و نزد يكى از آنها يك شب بماند واجب است نزد ديگرى نيز يك شب در ضمن چهار شب بماند و در غير اينصورت ماندن نزد


صفحه 434


زن واجب نيست بلى لازم است او را بطور كلى متاركه ننمايد و اولى و احوط اين است كه مردى كه يك زن دارد در هر چهار شب يك شب نزد زن دائمى خود بماند.

مسأله : شوهر نمى تواند بيش از چهار ماه، نزديكى با عيال دائمى خود را ترك كند مگر با رضايت وى، و بنابر احتياط واجب اين حكم در مسافر در سفر غير ضرورى هم ثابت است.

مسأله : اگر در عقد دائم مهر را معين نكنند عقد صحيح است، و چنانچه مرد با زن نزديكى كند، بايد مهر او را مطابق مهر زنهايى كه مثل او هستند بدهد.

مسأله : اگر موقع خواندن عقد دائم براى دادن مهر زمانى را معين نكرده باشند، زن مى تواند پيش از گرفتن مهر از نزديكى كردن شوهر جلوگيرى كند، چه شوهر توانايى دادن مهر را داشته باشد چه نداشته باشد. ولى اگر پيش از گرفتن مهر به نزديكى راضى شود و شوهر با او نزديكى كند ديگر نمى تواند براى دريافت مهريه از نزديكى شوهر جلوگيرى نمايد.

مُتعه يا صيغه

مسأله : صيغه كردن زن اگر چه براى لذّت بردن هم نباشد صحيح است.

مسأله : شوهر بيش از چهار ماه نبايد نزديكى با متعه خود را ترك كند. مگر با رضايت وى و بنابر احتياط اين حكم در مسافر در سفر غير ضرورى هم ثابت است.

مسأله : زنى كه صيغه مى شود اگر در عقد شرط كند كه شوهر با او نزديكى نكند، عقد و شرط او صحيح است و شوهر فقط مى تواند لذتهاى ديگر از او ببرد، ولى اگر بعداً به نزديكى راضى شود، شوهر مى تواند با او نزديكى نمايد.

مسأله : زنى كه صيغه شده اگر چه آبستن شود حق خرجى ندارد.

مسأله : زنى كه صيغه شده حق همخوابى ندارد و از شوهر ارث نمى برد، و شوهر هم از او ارث نمى برد.

مسأله : زنى كه صيغه شده اگر نداند كه حق خرجى و همخوابى ندارد عقد او صحيح است و براى آن كه نمى دانسته، حقى به شوهر پيدا نمى كند.


صفحه 435


مسأله : زنى كه صيغه شده، مى تواند بدون اجازه شوهر از خانه بيرون برود، ولى اگر بواسطه بيرون رفتن، حق شوهر از بين مى رود بيرون رفتن او حرام است.

مسأله : اگر زنى مردى را وكيل كند كه به مدت و مبلغ معين او را براى خود صيغه نمايد، چنانچه مرد او را به عقد دائم خود درآورد يا به غير از مدت يا مبلغى كه معين شده او را صيغه كند، وقتى آن زن فهميد اگر بگويد راضى هستم عقد صحيح و گر نه باطل است.

مسأله : پدر و جد پدرى مى توانند براى محرم شدن، يك ساعت يا دو ساعت زنى را به عقد پسر نابالغ خود درآورند، و نيز مى توانند دختر نابالغ خود را براى محرم شدن، به عقد كسى درآورند ولى بايد آن عقد براى دختر مصلحت داشته باشد حتى اگر به مقدار مهريه اى باشد كه براى دختر قرار مى دهند.

مسأله : اگر پدر يا جد پدرى، طفل خود را كه در محل ديگرى است و نمى داند زنده است يا مرده، براى محرم شدن به عقد كسى در آورد، بر حسب ظاهر محرم بودن حاصل مى شود، و چنانچه بعداً معلوم شود كه در موقع عقد آن دختر زنده نبوده عقد باطل است و كسانى كه بواسطه عقد ظاهراً محرم شده بودند نامحرمند.

مسأله : اگر مرد مدت صيغه را ببخشد، چنانچه با او نزديكى كرده، بايد تمام مهريه اى را كه قرار گذاشته به او بدهد و اگر نزديكى نكرده بايد نصف آن را بدهد.

مسأله : انسان نمى تواند دو مرتبه با زنى كه در عقد اوست ازدواج كند لذا اگر زنى در عقد موقت اوست مادامى كه مدت عقد موقت تمام نشده يا مرد آن را نبخشيده است نمى تواند او را عقد دائم يا عقد موقت ديگر كند و اگر عقد كند عقد دوم لغو است و بعد از تمام شدن مدت عقد اول به يكديگر نامحرم مى شوند و مى توانند مجدداً با يكديگر ازدواج كنند.

احكام نگاه كردن

مسأله : نگاه كردن مرد به بدن زن نامحرم چه با قصد لذّت و چه بدون آن حرام است، و نگاه كردن به صورت و دستها اگر به قصد لذّت باشد حرام است، ولى اگر بدون


صفحه 436


قصد لذّت باشد مانعى ندارد، اگر چه احوط اجتناب است. و نيز نگاه كردن زن به بدن مرد نامحرم با قصد لذّت و به غير صورت و دستها بدون آن حرام مى باشد. و نگاه كردن به صورت و بدن و موى دختر نابالغ اگر به قصد لذّت نباشد و موجب تحريك شهوت نگردد و بواسطه نگاه كردن انسان نترسد كه به حرام بيفتد مانعى ندارد.

مسأله : اگر انسان بدون قصد لذّت به آن قسمت از بدن زنهاى كافر كه معمولا نمى پوشانند نگاه كند در صورتى كه نترسد بحرام بيفتد اشكال ندارد.

مسأله : زن بايد بدن و موى خود را از مرد نامحرم بپوشاند بلكه احتياط واجب آن است كه بدن و موى خود را از پسرى هم كه بالغ نشده ولى خوب و بد را مى فهمد و بحدّى رسيده كه مورد نظر شهوانى است بپوشاند.

مسأله : نگاه كردن به عورت ديگرى حرام است، اگر چه از پشت شيشه يا در آئينه يا آب صاف و مانند اينها باشد و نگاه كردن به عورت بچّه غير مميّز جايز است و زن و شوهر مى توانند به تمام بدن يكديگر نگاه كنند.

مسأله : مرد و زنى كه با يكديگر محرمند، اگر قصد لذّت نداشته باشند مى توانند غير از عورت به تمام بدن يكديگر نگاه كنند.

مسأله : مرد نبايد به قصد لذّت به بدن مرد ديگر نگاه كند و نگاه كردن زن هم به بدن زن ديگر با قصد لذّت حرام است.

مسأله : چنانچه پزشك زن وجود داشته باشد پزشك مرد حق ندارد بيمار زن را معاينه كند كما اين كه بيمار زن حق ندارد با وجود پزشك زن اجازه دهد پزشك مرد او را معاينه كند. و چنانچه پزشك زن نباشد يا بيمارى خاصى باشد كه پزشك زن نتواند آن را معالجه كند زن بيمار مى تواند به پزشك مرد مراجعه كند. در اين صورت پزشك بايد براى معاينه به حداقل اكتفا كند.

مسأله : اگر مرد براى معالجه زن نامحرم ناچار شود كه او را نگاه كند و دست به بدن او بزند اشكال ندارد، ولى اگر با نگاه كردن بتواند معالجه كند نبايد دست به بدن او بزند و اگر با دست زدن بتواند معالجه كند نبايد او را نگاه كند.

مسأله : اگر انسان براى معالجه كسى ناچار شود كه به عورت او نگاه كند، بايد


صفحه 437


آئينه را درمقابل گذاشته و در آن نگاه كند ولى اگر چاره اى جز نگاه كردن به عورت نباشد اشكال ندارد.

مسائل متفرقه زناشوئى (ادامه مطلب)

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 7:9  توسط غریبه  | 

ازدواج موقت در اسلام

ازدواج موقت در اسلام

علامه سيد مرتضى عسكرى

 


 
بسم الله الرحمن الرحيم 
فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن فريضه و لا جناح عليكم فيما تراضيتم به من بعد الفريضه ان الله كان عليما حكيما
و زنانى را كه به عقد موقت خود در آورديد، پاداش و مهريه واجب آنها را بپردازيد، و اگر بعد از مهريه واجب ، بر چيزى توافق كرديد، بر شما باكى نيست كه خداوند عليم و حكيم است . نساء / 24
ازدواج موقت در اسلام 
از عمر بن خطاب متواترا خبر داده اند كه او گفته است :
متعتان كانتا على عهد رسول الله و انا انهى عنهما و اعاقب عليهما: متعته الحج و متعه النساء.
در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله دوگونه متعه (= بهره بردن حلال ) جارى بود كه من اكنون آنها را ممنوع كرده و بر انجام آنها كيفر مى دهم : متعه حج و متعه نساء.(1)
بحث متعه حج را قبلا در كتاب معالم المدرستين آورده و چگونگى اجتهاد خليفه عمر در نهى از آن را بيان داشته ايم .
در اين بحث ، متعه نساء و علت منع آن از سوى عمر را بررسى كرده و چگونگى اجتهاد خليفه در آن را، بيان مى داريم .
1 - متعه نساء يا ازدواج موقت در مصادر مكتب خلفا 
در تفسير قرطبى گويد: علماى گذشته و حال اتفاق دارند كه متعه ، (ازدواج موقت )ى است ارث ندارد، و جدائى اش بدون طلاق و در پايان مدت تعيين شده است .
ابن عطيه گويد: متعه (= ازدواج موقت ) آن است كه مرد، زن را با حضور دو شاهد و اجازه سرپرست او، براى مدتى معين ، به زوجيت بگيرد. با اين شرط كه از يكديگر ارث نبرده ، و مرد، مهريه مورد توافقشان را به او بپردازد.
و چون مدت تعيين شده فرا رسد، حقى از مرد بر زن نيست مگر آنكه بايد تا وقوع عادت ماهانه و پاك شدن رحم ، عده نگه دارد - زيرا فرزند (احتمالى ) بدون شك (به آن دو) ملحق مى گردد - و پس از نگه دارى عده و يقين به عدم باردارى ، ازدواج او با مرد ديگر جايز است . (2)
در صحيح بخارى از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت كند كه :
ايما رجل و امراه توافقا فعشره ما بينهما ثلاث ليال ، فان احبا ان يتزايدا او يتتاركا
هر مرد و زنى (بر ازدواج موقت ) توافق كردند، زندگى موقت آن دو تا سه شب ادامه مى يابد. پس از آن اگر دوست داشتند، بر آن افزوده يا از هم جدا مى شوند.(3)
در مصنف ابن ابى شيبه از جابر روايت كند كه گفت :
هرگاه مدت تعيين شده پايان يابد و بخواهند دوباره از سرگيرند، بايد مهريه ديگرى به زن بپردازد.
از او پرسيدند: عده زن چه قدر است ؟
جواب داد: به مقدار يك حيض (= عادت ماهانه ) كه بايد براى شوهر خود نگه دارد. (4)
در تفسير قرطبى از ابن عباس روايت كند كه گفت : عده زن به مقدار يك حيض (= عادت ماهانه ) است . و نيز گفت : از يكديگر ارث نمى برند. (5)
در تفسير طبرى از سدى ، آيه را چنين روايت كند: فما استمتعتم به منهن - الى اجل مسمى - فاتوهن ...
گويد: اين متعه چنين است كه ، مرد و زن براى مدتى معين با حضور دو شاهد و با اجازه سرپرست زن ، ازدواج مى كنند، و چون مدت پايان گيرد، مرد را بر زن حقى نيست و زن آزاد است و تنها بايد رحم خود را پاك سازد (= عده نگه دارد)، و از يكديگر ارث نمى برند. (6)
زمخشرى در تفسير كشاف گويد: گفته شده :
اين آيه : (فما استمتعتم به منهن ...) درباره متعه (= ازدواج موقت ) سه روزه نازل شده و حكم آن تا زمانى كه خداوند مكه را به روى رسول خدا صلى الله عليه و آله گشود (= فتح مكه ) باقى بود و سپس نسخ گرديد، و آن چنين بود كه : مرد زن را براى مدتى معلوم ، يك شب ، دو شب ، يا يك هفته با دادن جامه يا چيز ديگرى (= مهريه ) به عقد خود در مى آورد و كام خود را از او گرفته و آزادش مى گذارد.
نامش را از آن رو متعه (= بهره ورى ) گويند كه ، مرد از زن كام گرفته يا زن از مرد مهريه مى گيرد.(7)
آنچه گذشت ، تعريف متعه نساء يا ازدواج موقت در مصادر مكتب خلفا بود. تعريف آن در فقه اماميه چنان است كه مى آيد:
2 - ازدواج موقت در فقه اماميه : 
 

بقیش تو ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 15:35  توسط غریبه  | 

مفهوم غريزه جنسى و رويكردهاى مهم به آن

غريزه جنسى، يكى از نيرومندترين غرايز آدمى است كه در دوران كودكى نهان است، ولى اندك اندك در دوران نوجوانى و بلوغ آشكار مى گردد. شكوفايى اين غريزه، كم كم با هزاران تصور و احساس ديگر همراه مى شود و پس از مدتى، تقريبا بر وجود آدمى سيطره مى يابد. البته اين نيرومندى به معناى غير قابل كنترل بودن آن نيست، بلكه اين غريزه را با تقويت اراده و ايمان مى توان كنترل كرد.1 غريزه جنسى بزرگ ترين نيرويى است كه بر جسم و جان جوانان حكومت مى كند و نيرومندترين انگيزه اى است كه انديشه و افكار آنان را برمى انگيزاند. جوانان بيش از هر چيزى به ارضاى شهوات و لذت جويى فكر مى كنند. آتش غريزه جنسى به ويژه در نزد پسران، شعله ورتر مى شود و تحريك شهوانى هم چون تصادم امواج با ساحل شروع به مبارزه مى كند. عمل اين غريزه آن قدر نيرومند است كه در واقع مركز تحريك مستقيم براى تمام آرزوهاى اعضاى مختلف بدن مى گردد.2 اما بدون ترديد غريزه جنسى در انسان واقعيتى است كه بدون فايده و حكمت آفريده نشده است. از جمله فايده هاى غريزه جنسى، آرامش روحى، فراهم كردن زندگى اجتماعى زناشويى و برخوردارى انسان از
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 15:27  توسط غریبه  | 

درمان خود ارضائی با عزمی راسخ


يكي از آسيب هاي جدي اي كه امروزه براي جوانان عزيز به خصوص در وضعيت فعلي جامعه و دشوار بودن امر ازدواج به وجود آمده است، عادت به خودارضايي است. در زمينه درمان اين عادت ناپسند، بايد عرض كنيم كه تنها راه درمان واقعي آن, ازدواج است. كمكي كه اكنون از دست ما بر مي آيد دادن يك سري اطلاعات در زمينه گناه بودن, آثار و عواقب اين عمل نا شايست و روش هاي کنترل و درمان است. اين خود شما هستيد كه با عزمي راسخ به مبارزه با اين انحراف جنسي خواهيد پرداخت. اميدواريم به زودي وسايل ازدواج شما فراهم گردد و شما از اين نظر خاطرتان آسوده شود.

 

روش ترك اين عادت زشت:

همانگونه كه عالمان اخلاقي مطرح نموده اند، هر روش درماني در اخلاق و خود سازي، مبتني بر طي كردن سه مرحله "علم، حال و عمل" است، ولي چون مرحله حالت (پشيماني و ندامت) به صورت انفعال در انسان پديد مي آيد و در حقيقت بازتاب آگاهي است، اين مرحله به صورت يك روش مستقل مطرح نمي شود؛ بنابراين براي خارج شدن از اين مشكل، دو روش درماني "شناختي و رفتاري" پيشنهاد مي شود. وظيفه ما دادن آگاهي و شناخت است و کاري که خود شما بايد انجام دهيد التزام عملي به دستورالعمل ها و به کار گيري دقيق روش هاي رفتاري اي است که در ذيل ارائه مي شود.

نياز به آگاهي:

خود ارضايي يک انحراف عملي است و بايد با عمل و رفتار با آن مقابله کرد و راه درمان آن جز با رعايت دقيق دستورالعمل محقق نمي شود, ولي چون هر عملي نياز به دانش و اطلاعات خاص خود دارد, بنابراين راه کنترل و درمان اين بيماري و عادت زشت نيز بدون کسب آگاهي ميسر نيست . آگاهي, ازطريق مطالعه در آثار و اطلاعاتي كه در اين زمينه وجود دارد، بدست مي آيد. زمينه هاي مطالعه عبارتند از:

1- اينكه اين عمل به لحاظ شرعي حرام و از نظر اخلاقي گناه محسوب مي شود و هر گناهي نور ايمان را تضعيف مي كند و باعث تاريكي و آلودگي روح انسان مي شود. نوري كه انسان بدان نياز فراوان دارد و در اثر فقدان آن، در قيامت دچار عذاب و حسرت خواهد شد.

2-  مطالعه در پي آمد ها و عواقب سوء آن.

3- آشنايي با روش پيشگيري و درمان.

 كسب آگاهي در موارد ياد شده باعث بيداري انسان مي شود و زمينه "توبه, پشيماني و کنترل آن" را در او فراهم مي آورد.

 

گناه خود ارضايي:

در اين زمينه گفتني است «استمنا» يا «خودارضايى» يكى از راه‏هاى انحرافى در ارضاى ميل جنسى است كه نسل جوان را در معرض آسيب‏هاى جدى قرار مى‏دهد. اين كار عادت بسيار زشت و زيان آوري است كه مي تواند استعداد و توانايي هاي فراوان يك جوان را به نابودي بكشاند و حال و آينده او را تباه كند. از اينكه متوجه زشتي اين عمل شده ايد خداي را شاكريم و در پاسخ گويي به سوال شما مطالبي را پيرامون معرفي ، حرمت و روش درمان آن بيان مي نماييم، اميد است با كمك الهي و استمداد از معصومين(ع) و اطلاعاتي كه در اين زمينه برايتان ارسال مي شود، در حفظ نفس و كنترل شهوت موفق باشيد.

استمنا و يا به عبارتي خود ارضايي، از نظر شرعي واخلاقي، حرام و گناه محسوب مي شود. اين عادت ناپسندي به لحاظ اخلاقي، بعد معنوي انسان را به سختي مي آزارد، روح او را تاريك مي نمايد، آزادي معنوي انسان را سلب مي كند و در مسير خود سازي و كمال، آدمي را با چالش جدي مواجه مي كند. مطابق تحقيقات انجام شده توسط روانشناسان، خود ارضايي نوعي اعتياد و بيماري زشتي است كه آثار و ضررهاي فراواني بر جسم و روان آدمي باقي مي گذارد.

كساني كه گرفتار اين عمل شنيع شده اند، آن را گريزگاهي فرعي و عاجل براي خارج شدن از فشار جنسي و پاسخي براي لذت طلبي خود تصور مي كنند، در صورتي كه اگرتوجه نمايند، بدين وسيله گرفتار آثار و تبعات زيان آوري مي شوند كه گاها قابل جبران نيست.

شهوت يكي از اموري است كه با طبيعت انسان در آميخته و در جاي خود از نعمت هاي خداوند است، ولي اگر از حالت تعادل خارج و بر افروخته شود، ممكن است سرمايه هاي عظيم انساني را به خاكستر تبديل كند. اين نيرو به طور قطع نياز به ارضاع دارد، ولي با روشي كه با نظام طبيعت و شريعت سازگار باشد. 

خداي متعال كه به حكمت بالغه اش اين غريزه را در نهاد انسان گزارده ، تا نسل انسان باقي بماند، از روي رحمت و هدايت خود راه هاي آسان و معقول كنترل و ارضاع آن را پيش پاي او قرار داده است و نسبت به بيراهه ها و انحراف از مسير درست نيز، هشدارهاي لازم را به انسان داده است ،راههايي كه بايد با شناخت و عمل به آنها، سلامت جسم و جان خويش را پاس بداريم و از خطر و پي آمد كارهايي همچون خود ارضايي و مانند آن برهانيم.

كبيره بودن:

به طور قطع "خود ارضايي" يكي از "گناهان " است . در اين زمينه برخي از عالمان ديني و اخلاقي نسبت به كبيره بودن آن نيزتاكيد نموده اند. از ميان ايشان خصوصا مرحوم شهيد آيه الله دستغيب در كتاب خويش" گناهان كبيره" فصلي را گشوده و بر بزرگي آن تاكيد نموده است .

از نظر شرعي، ملاك كبيره بودن يك عمل، وعده عذاب از جانب پروردگار مي باشد. در اين زمينه امام صادق (ع) و در ضمن روايتي از عذابي دردناك براي فاعل آن خبر داده است. آن حضرت(ع) فرموده است: «سه دسته از مردمان اند كه خداي متعال در روز قيامت به ايشان نگاه رحمت نمي افكند،  آنها را تذكيه نمي نمايد و عذابي دردناك براي ايشان فراهم نموده است: كسي كه موي سپيد خود را مي كند، كسي كه با خود نكاح (استمناء) مي نمايد و كسي كه مفعول واقع مي شود».

به فرض صغيره بودن گناه خود ارضايي در صورت عدم تكرار، ملاك ديگر كبيره بودن گناه، تكرار و به تعبير روايات اصرار بر آن است ، به همين دليل چون به طور معمول، خود ارضايي، در افرادي كه به آن گرفتارند ، به صورت عادت و اعتياد در مي آيد ، تبدبل به گناه كبيره مي شود.

البته حرمت و بزرگي گناه خود ارضايي در حد گناهاني همچون زنا و لواط نيست، ولي در عين حال شرايط آن به گونه اي است كه مي توان گفت: ضررهاي بدني و رواني آن از اين دو معصيت بيشر است ؛ زيرا موقعيت براي آنها هميشه مهيا نيست، ولي موقعيت براي خود ارضايي و عادت به آن هميشه مهيا مي باشد.

 

چند راهکار کلي براي درمان:

براي کنترل غريزة جنسي هم خود فرد و هم والدين و اطرافيان مسئوليت دارند. آن چه مربوط به خود فرد مي‌شود عبارتند از:

1- برنامه‌ريزي براي کار مداوم

جوانان و نوجوانان از نيروي سرشار و فوق‌العاده‌اي برخوردارند. اين نيرو اگر در زمينه‌هاي ديگر مورد اساتفاده قرار نگيرد و به صورت مطلوب از آن استفاده نشود، با توجه به شرايط سني آن‌ها در قالب امور جنسي و شهواني ظاهر خواهد شد. اگر جوانان و نوجوانان به کار مداوم عادت کنند و نيرو و توان خود رادر اين زمينه به مصرف برسانند تا حدودي از انحرافات اخلاقي و شهوت و غريزة جنسي در آنان پيشگيري مي‌شود. کارهاي بدني موجب تعادل جسم و روان مي‌شود. اگر نيک بنگريم افرادي که به کار مداوم مشغول هستند و نيرو و استعدادشان را در زمينه‌هاي مثبت و سالم به کار مي‌اندازند، کم‌تر دچار انحرافات اخلاقي و بحران‌هاي روحي مي‌شوند. کار موجب مي‌شود نيرو و انرژي جوان قبل از آن که به چربي‌هاي اضافي تبديل گردد و اختلالاتي در ساز و کار اندام‌هاي بدن ايجاد گردد، از طريق سوخت و ساز مفيد و سالم به مصرف برسد.

2- تنظيم خواب

تحقيقات نشان مي‌دهد که بيش‌تر انحرافات به خصوص در زمينه مسايل جنسي از فکرهاي ناسالم و خيال‌پردازي‌هايي که جوانان قبل از خواب رفتن دارند، ناشي مي‌شود. اگر جوان قبل از آن که به خواب برود، فکرش به خودش و يک سري مسايل و موضوعات مربوط به دورة جواني، معطوف گردد، کم کم به انحرافات کشيده خواهد شد. بنابراين، يکي از روش‌هاي پيشگيري از انحرافات اين است که برنامة خواب به صورت دقيق تنظيم شود و تا زماني که خواب بر شما غالب نشده به رختخواب نرويد. وقتي به رختخواب برويد که کاملاً خسته و آمادة خواب هستيد. لازمة اين کا اين است که در طول روز مشغول فعاليت‌هاي مهم بوده و به اندازة کافي کار کرده باشد.

طبيعي است اگر جوان با خستگي به رختخواب نرود، به ناچار مدت زماني را در بستر بيدار خواهد ماند تا به تدريج به خواب رود و چون افکار و انديشه‌هاي شهواني و تحريک‌آميز معمولاً در اين مواقع به سراغ جوان مي‌آيند، تنظيم ساعات خواب براي جوان، ضرورت خاصي مي‌يابد. يکي از روان شناسان در اين باره مي‌گويد: نيمة اول شب بيش از نيمة دوم آن به بدن نيرو مي‌دهد بنابراين بايد از آن به نحوي مفيد استفاده شود. و صبحگاهان به محض اينکه از خواب بيدار شديد. بي‌درنگ از بستر برخيزيد و توجه داشته باشيد که بامدادان بيدار ماندن در بستر خواب، بسيار زيان‌بار است، جسم را سست و ناتوان مي‌سازد و وسوسه‌هاي شوم در دل فرد ايجاد مي‌شود.

3- دوري از محيط‌هاي آلوده و ناسالم

يکي از علل و عوامل انحرافات جنسي و به طور کل انحرافات اخلاقي، محيط آلوده و محرک‌هاي شهواني است. محيط از طريق وارد نمودن عناصر محرک در گرايش‌هاي انحرافي، منجر به طغيان غريزة جنسي در جوان مي‌شود. مسايلي از قبيل بدحجابي، روابط ناسالم و آزاد دختر و پسر، برخي از سريال‌هاي تلويزيوني و فيلم‌هاي خارجي و هم چنين استفادة نادرست از اينترنت در تحريک شهوت و غريزة جنسي جوان مؤثر است شايد براي برخي زا نوجوانان يادآوري و تذکر مسايل ديني و اخلاقي چيزي بيهوده و غير ضروري تلقي شود، زيرا آن‌ها نه در فکر سلامت خويش هستند و نه مسايل اخلاقي و ديني را مي‌پذيرند، اما براي شما که روحية مذهبي قوي داريد و همين مسأله باعث شد تا نگران آينده‌تان باشيد، گفتن اين مسايل مهم و ضروري است. اگر واقعاً مي‌‌خواهيد از جواني‌تان به خوبي استفاده کنيد و در راه درست و سالم گام برداريد، سعي کنيد از محيط‌هاي آلوده و ديدن عوامل تحريک کننده، جداً پرهيز نماييد.

4- استفاده درست و مطلوب از اوقات فراغت

يکي از زمينه‌هاي پيدايش انحرافات در جوانان و نوجوانان، استفادة نادرست آن‌ها از اوقات فراغت است. اوقات فراغت طولاني و بي‌برنامه نوجوانان را عاصي و سرگردان مي‌کند. آن‌ها به تدريج سرخورده و مأيوس مي‌شوند و در نتيجه به دنياي درون خويش پناه مي‌برند و در کنج خلومت و انزوا راهي براي مشغوليت خود مي‌جويند.

5- پيشگيري از روابط ناسالم

جوانان و نوجواناني که روابط نامطلوب و ناسالم دارند و با افراد منحرف و بي‌بند و بار دوست و رفيق هستند، کم کم به انحرافات کشيده مي‌شوند و تحت تأثير امور شهواني قرار مي‌گيرند. نفوذپذيري جوانان از دوستان و همسالان بيش از ساير گروه‌ها است. در سنين بلوغ صحبت‌هاي آهسته و در گوشي بين نوجوانان بيش‌تر مي‌شود و محور اين گفتگوها، غالباً مسايل جنسي و امور شهواني است که به صورت مخفيانه و به دور از انظار بزرگ‌ترها طرح مي‌شود. براي پيشگيري از انحرافات اخلاقي سعي کنيد از دوستي‌هاي آلوده و مشکوک جداً پرهيز نموده و با افراد سالم و مذهبي ارتباط برقرار نماييد.

6- پرورش تقوا و معنويت در وجود خويش

همة آنچه بيان شد، به نحوي مي‌توانند در پيشگيري از انحرافات اخلاقي و طغيان شهوت و غريزة جنسي نقش داشته باشند، اما آن چه بيش از همه ضروري است و به صورت زيربنايي در شخصيت و رفتار جوان مؤثر است. پرورش معنويت و تقويت ايمان و تقواي الهي است. ما در عصري زندگي مي‌کنيم که جهان به شدت در ماديات فرو رفته و يک سره غرق در جاذبه‌هاي نفساني و امور شهواني گرديده است. در شرايط کنوني، خلأ عظيم و هولناکي از اخلاق و معنويت پديد آمده و تمامي مشکلات انسان‌ها نيز از همين جا ناشي شده است.

اگر با تقويت ايمان و نيروي اراده، باورها و اعتقادات نوجوانان تقويت گردند، بدون شک بخشي از مشلکات آنان به ويژه در زمينة مسايل اخلاقي و شهوت و غريزة جنسي درمان مي‌شود.

اگر نوجوان از ته دل باور نمود که تمام اعمال و رفتار او را خدا مي‌بيند و بر اساس عملکرد افراد به آن‌ها پاداش مي‌دهد و اساساً سعادت و خوشبختي انسان به دست خودش مي‌باشد، در اين صورت احتمال اينکه مرتکب گناه نشود بسيار زياد است.‌

يقين داشته باشيد، تا زماني که نيروي ايمان و تقوا در وجود انسان بارور و تقويت نگردد، هيچ ضمانتي از شهوت و انحرافات اخلاقي وجود ندارد. به خصوص در وضعيت کنوني که عوامل تحريک کنندة بسيار زياد است. بنابراين قبل از هر چيزي سعي کنيد نيروي ايمان و تقوا را در وجود خويش بارور کنيد. اگر فکر و ذهن شما متوجه خدا باشد و هميشه نماز خود را اول وقت انجام دهيد، خداوند شما را ياري مي‌کند تا از هر گناهي مصون بمانيد و تحت تأثير شهوت و غريزة جنسي قرار نگيريد. خداوند متعال در قرآن کريم مي‌فرمايد: «ان الصلوة تنهي عن الفحشاء و المنکر» به درستي که نماز انسان را از هر گونه آلودگي و عمل زشت و گناه دور نگه مي‌دارد. نماز واقعي نه تنها والاترين عامل کنترک شهوت و دفاع در برابر هجوم انحرافات اخلاقي تلقي مي‌شود، بلکه عامل تهاجمي عليه انحرافات و شهوت‌ها نيز محسوب مي‌گردد.

7- تسهيل و تسريع ازدواج

علاوه بر آن که جوان سعي در کنترل شهوت و غريزة جنسي مي‌کند، بايد براي ازدواج که يگانه راه درست ارضاي غريزة جنسي مي‌باشد، نيز اقدام کند به اين معنا که پسرها از 18 سالگي به بعد مي‌توانند به فکر ازدواج باشند و اگر شرايط را مساعد مي‌بينيد، از همين سن مقدمات آن را فراهم کنند و دخترها هم چنان چه مورد مناسبي به خواستگاري آن‌ها آمد به دلايل نوعاً غير موجه و پوچ مثل هنوز زود است، مي‌خواهم درس بخوانم، داماد وضع مادي خوبي ندارد و... از ازدواج خودداري نکنند و والدين هم سنگ اندازي‌هاي غيز منطقي نداشته باشند.

اميد است با رعايت اين نکات و به خصوص توجه به تقوا و نماز بتوانيد غريزة جنسي و حس شهوت را در خويش کنترل و مهار نماييد و زماني که فرصت مناسب براي ازدواج فراهم گرديد، به ازدواج اقدام کنيد.

 

تذکرات پاياني:

1. توجه داشته باشيد كه تنها رعايت تمام اين امور، بدون كم و كاستى و به صورت مستمر، نتيجه‏بخش  خواهد بود. نبايد توقع داشته باشيد که اين عادت ناگهان قطع و درمان شود, به هر ميزان که بتوانيد دفعات آن را به تدريج کم کنيد, موفقيت محسوب مي شود.

2. در صورت تکرار از رحمت واسعه الهي نااميد نشويد و بدانيد که هر گناهي قابل توبه است و خداوند خود فرموده است : «إن الله يغفر الذنوب جميعا; خداوند همه گناهان را مي آمرزد» و نشانه قبولي توبه شما اين است كه پشيمان هستيد و از تكرار آن متنفريد. همين قدر كه تكرار آن كم شود نشانه پيشرفت به سوي اطاعت خداوند است.

3. در صورت امكان با كم كردن سطح توقعات و انتظارات ازدواج کنيد که اين بهترين راه حل است.

4. در تمام حالات از خداوند براى حفظ پاكى استعانت بجوييد.

5. مطمئن باشيد اين مشكل قابل حل و درمان است؛ ولى مشروط به  تصميم‏گيرى قاطع و پشتكار كافى در راه انجام دستورالعمل‏هاى ارائه شده.

6. منشأ اين مشكل، يكى از نيازهاى واقعى نهاده شده در وجود انسان است كه بايد به طور طبيعى و صحيح ارضا و تأمين  شود. نياز به ارضاي شهود يکي از اين امور است که اگر به شكل صحيح تأمين نشود، (يعنى ازدواج), آدمي دچار خطاها و گناهان همچون استمنا خواهد شد كه عواقب سوء آن نيز  دامنگير فرد مى‏شود. بنابراين اگر امكان ازدواج برايتان فراهم است، اقدام به ازدواج كنيد يا به طور موقت به  دستورالعمل‏هاى ارائه شده پاى‏بند باشيد.

در پايان توصيه مي شود براي اطلاع از آسيب هاي خودارضايي و دستور العمل كاربردي درمان آن و همچنين  اطمينان بيشتر به درمان پذير بودن اين عارضه، به مقاله ديگر همين سايت با نام «پيامدهاي خود ارضايي و راه هاي مبارزه با آن» و همچنين نظريات افرادي که با اين عارضه دست به گريبان بوده اند مراجعه فرمائيد.


+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 15:20  توسط غریبه  | 

دستور های دهگانه برای درمان خودارضایی

برگرفته از کتاب مشکلات جنسی جوانان آیت الله مکارم شیرازی:

 

دستور های دهگانه برای درمان خودارضایی

[ 162 ]

 

 

 

گفتيم خطر و زيان انحرافات جنسى مخصوصاً «استمنا» MASTURDATIONكه گاهى به تناسب يك افسانه تاريخى «اونانيسم» نيز ناميده مى شود. اگر چه غير قابل انكار است، زيرا به زودى شكل «اعتياد» به خود مى گيرد، اعتيادى ريشه دار و كشنده تا آن جا كه گاه در يك روز چندين بار دامان مرتكبين خود را آلوده مى سازد،و حتّى طبق اعتراف صريح بعضى از مبتلايان گاهى كارشان به جايى مى رسد كه تنها با «تصوّر و فكر»! بدون هيچ گونه عمل ديگر مايع مخصوص از آنها دفع مى گردد.

ولى از آن خطرناك تر يأس و نوميدى از مبارزه با اين اعتياد است، زيرا اين نوميدى بزرگ ترين سدّ راه نجات مبتلايان خواهد شد و واكنش هاى فوق العاده نامطلوب روحى در آنها ايجاد خودهد كرد.

[ 163 ]

مبتلايان بايد اطمينان كامل داشته باشند كه اگر بخواهند مى توانند در مبارزه با اين عادت شوم پيروز گردند، و حتّى عمده آثار آن را از وجود خود برچينند، خواه دوران اين مبارزه كوتاه يا طولانى باشد.

آنها هرگز نبايد به خود تلقين كنند كه اين اعتياد تا آخر عمر از آنها دست بردار نيست و يا آثار آن همچنان باقى خواهد ماند.

منتها بايد با هوشيارى كامل و تصميم قاطع و به كار بستن «دستورهاى آينده» به مبارزه پى گيرى برخيزند.

كسانى كه از چنگال اين عادات شوم نجات يافته اند بايد قدر پاكى خود را بدانند، و در حفظ آن نهايت مراقبت را بنمايند، از هر گونه وسوسه شيطانى در اين راه بپرهيزند، و با هيچ قيمتى سرنوشت خود را به دست افراد گمراه و معاشران منحرف نسپارند.

همان طور كه سابقاً هم اشاره كرديم شرط پيروزى قطعى در مبارزه با هر نوع اعتياد غلط - اعم از اعتيادهاى خطرناك

[ 164 ]

جنسى يا اعتيادهاى ديگر - پس از «اميدوارى و اطمينان به پيروزى» داشتن تصميم قاطع است.

تصميمى آهنين و محكم و متّكى به ايمان و شخصيت و شرافت و وجدان.

تصميمى راسخ و غير قابل عدول.

حتّى اگر به عللى اين تصميم ده بار هم شكسته شد مجدداً، بلكه قاطع تر و راسخ تر بايد تصميم بگيرند و با همان اميدوارى و ايمان تصميم خود را تجديد كنند.

زيرا سرانجام آثار اين تصميم ها در ناخودآگاه آنها اثر گذارده و هنگامى كه روى هم متراكم شد تأثير خود را خواهد بخشيد.

امّا مسلّماً و بدون ترديد اگر اين تصميم شكسته نشود خيلى زودتر آثار اين عادات شوم از روح و جسم آنها برچيده خواهد شد.

بديهى است اين گونه افراد اگر رابطه و پيوند نزديكى با خداى خود برقرار سازند و با تمام ذرات وجود خود از ساحت

[ 165 ]

مقدّس او استمداد جويند، و به لطف او اميدوار و دلگرم باشند در پرتو اين ايمان مذهبى خيلى زودتر نتيجه خواهند گرفت.

* * *

 

اكنون كه اين مراحل پيموده شد بايد امور زير را دقيقاً به كار بندند.

ممكن است اين امور در نظر بعضى ساده جلوه كند، ولى هنگام عمل روشن مى شود كه اثر معجزه آسايى دارد.

 

1- اجتناب از هر گونه تحريك مصنوعى

اگر جوانان انتظار داشته باشند كه هر شب در سينما يا در برابر تلويزيون ناظر صحنه هاى هوس آلود «فيلم هاى سكسى» باشند، و همه روز قسمت مهمى از وقت گران بهاى خود را به مطالعه «رمان هاى عشقى» و تماشاى «عكس هاى شهوت انگيز» مجلات فاسد و مبتذل بگذرانند، و در كوچه و خيابان با ولع تمام اندام برهنه زنان و دختران را ورانداز كنند،

[ 166 ]

و با اين همه باز هيچ گونه آلودگى پيدا نكنند سخت در اشتباهند.

اين گونه «تحريكات مصنوعى» كه هيچ گونه ضرورتى هم ندارد، مسير فكر هر جوانى را از مسائل اصولى زندگى تغيير مى دهد و به سوى مسائل جنسى، آن هم به صورت حاد و طغيانگر، مى كشاند.

شب و روز، آنها را در يك حال اضطراب دائمى عصبى كه آثار نامطلوب آن بر تمام وجود آنان سايه خواهد افكند نگه مى دارد.

همه جوانان عزيز - مخصوصاً آنهايى كه داراى پاره اى از عادت هاى غلط جنسى هستند - بايد به شدت از اين گونه امور بپرهيزند، از ديدن اين فيلم ها، و مطالعه آن رمان ها و هر گونه چشم چرانى عمدى اجتناب ورزند، آرامش فكرى خود را

[ 167 ]

بى جهت بر هم نزنند، و اعصاب نيرومند خود را با هيجان هاى دائمى تضعيف نكنند.

براى موفقيت در اين قسمت لازم است سرگرمى هاى سالم و مناسبى براى اوقات فراغت خود انتخاب نمايند و به كمك دوستان خود برنامه هاى صحيحى براى اين اوقات تنظيم كنند.

اين سرگرمى ها ممكن است:

ورزش هاى فردى و دسته جمعى

پياده روى در هواى آزاد

مطالعه كتب سودمند و مفيد

پرورش گل در منزل و به طور كلى كارهاى كشاورزى،

كارهاى دستى

جمع آورى اشعار

تهيه كلكسيون هاى عكس و تمبر و مانند اينها.

[ 168 ]

شركت در انجمن هاى گوناگون و كنفرانس هاى علمى يا اخلاقى، باشد.(1)

* * *

 

2- تهيه برنامه فشرده و تمام وقت

جوانان بايد بطور حتم براى تمام شبانه روز خود برنامه تنظيم كنند به طورى كه يك ساعت وقت بيكار و بدون برنامه نداشته باشند.

نمى گوييم مرتباً درس بخوانند يا كار كنند، بلكه مى گوييم اگر تفريح يا ورزش هم دارند برنامه داشته باشند، و يك ساعت خالى از برنامه نباشد.

جوانان بايد بدانند بزرگ ترين بدبختى براى يك جوان اين است كه وقت هاى خالى از هر گونه برنامه داشته باشد.


1. در نشريه اى كه تحت عنوان «سرگرمى هاى خطرناك» به وسيله مطبوعات هدف نشر داده شده قسمت قابل توجّهى از سرگرمى هاى سالم تشريح گرديده است.

[ 169 ]

ممكن است جوانى بيكار باشد و جوياى كار، امّا در عين حال براى شب و روز خود برنامه اى تهيه كند، اعم از مطالعه و تفريح و استراحت و مانند آن.

حتى اگر جوانان بتوانند برنامه روزانه خود را كمى بيش از مقدار وقتشان تنظيم كنند به طورى كه فكر آنها حتى يك لحظه بيكار به معناى واقعى نباشد بهتر است، زيرا اشتغالات فراوان فكرى، اثر عميقى در انصراف فكر از آن عادات شوم دارد.

بسيار ديده شده كه افراد معتاد به سيگار در روزهاى تعطيلى چند برابر روزهايى كه مشغول كار هستند سيگار دود مى كنند، اين تفاوت فاحش، اثر همان اشتغال فكر و اعصاب و بدن به كارهاى مثبت و انصراف از كارهاى بيهوده يا زيان آور در ايّام غير تعطيلى است.

خلاصه افرادى كه گرفتار اعتيادهاى غلط جنسى هستند اگر برنامه مشغول كننده اى براى تمام وقت خود نداشته باشند به آسانى نمى توانند اين عادت را از سر خود دور كنند،

[ 170 ]

و تهيه چنين برنامه اى از مؤثرترين عوامل ترك اعتياد است، و مطمئناً با تهيه چنين برنامه اى قسمت مهمى از مشكلات ترك اين اعتياد را پشت سر خود خواهند گذاشت.

3- توجّه مخصوص به ورزش

معروف است ورزشكاران نسبت به مسائل جنسى كم علاقه هستند، چون ورزش مقدار فراوانى از انرژى هاى بدنى و فكرى آنها را به خود اختصاص مى دهد و طبعاً از مسائل ديگر كم مى كند.

به همين دليل براى جلوگيرى از تحريكات زياد جنسى لازم است جوانان برنامه هاى وسيع و متنوع ورزشى انتخاب كنند.

مبتلايان به اين عادت شوم غالباً افرادى گوشه گير، منزوى كم تحرك و خمود هستند و همين گوشه گيرى و انزوا و عدم تحرك وضع آنها را تشديد مى كند، و اگر از اين وضع به كلى در آيند و زندگى خود را با تحرك زياد بياميزند اثر عميقى در بهبود حال آنها و ترك عادتشان خواهد بخشيد.

[ 171 ]

اين گونه افراد معمولا اعصاب ضعيف و ناتوانى دارند، و ورزش هاى متنوع و مناسب در تقويت اعصاب آنها فوق العاده مؤثّر است.

اين افراد هر چه وقت اضافى و خالى از برنامه دارند بايد به بازى هاى گوناگون ورزشى و يا پياده روى در هواى آزاد تخصيص دهند تا هم سلامت از دست رفته خود را باز يابند و هم قسمتى از انرژى هاى جسمى و فكرى آنها متوجه اين قسمت گردد.

به همان اندازه كه تحرّك و ورزش هاى فردى و دسته جمعى براى آنها مفيد است، انزوا و به گوشه اى خزيدن و در فكر فرو رفتن براى اين قبيل افراد سم مهلك است كه بايد به هر قيمتى شده از آن دورى گزينند.

اين توصيه را فراموش نكنيد و آثار معجزه آساى آن را ببينيد، در روز آن قدر ورزش كنيد كه خسته شويد و شب هنگام به محض اين كه در بستر آرميديد در خواب عميقى فرو خواهيد رفت و از شر بسيارى از خيالات و افكار

[ 172 ]

مضر و كشنده كه در اين موقع به سراغ جوانان مى آيد در امان خواهيد بود!

* * *

4- بايد عادتى جانشين عادتى گردد

روانشناسان مى گويند: براى ترك يك عادت بد حتماً بايد به سراغ عادت خوب رفت و آن را جانشين عادت بد نمود.

مثلا كسانى كه عادت به قمار دارند، و با اين كه تمام زيان هاى آن را مى بينند و حس مى كنند، باز حاضر نيستند آن را ترك گويند، و به گفته خودشان وقت قمار كه مى رسد نمى فهمند چه نيرويى آنها را مانند يك اسير و برده به سوى اين عمل كه عقل و وجدانشان آن را محكوم ساخته مى كشاند؟!، چنين كسانى براى اين كه بر اين عادات غلط پيروز شوند حتماً بايد در همان ساعات، بازى صحيحى را (مانند يك مسابقه ورزشى سالم) جانشين بازى قمار كنند تا اين عادت بد به اصطلاح از سر آنها بپرد.

و به عبارت ديگر انرژى خاصى كه تحت تأثير انگيزه عادت

[ 173 ]

در آن حال تحريك مى گردد به اين سمت كشيده شود و مصرف گردد بدون اين كه هيچ گونه واكنش نامطلوبى داشته باشد (دقت كنيد).

در مورد عادات بد جنسى بايد درست در همان ساعاتى كه انگيزه آن در مبتلايان توليد مى شود به سراغ برنامه خاصى براى چنين ساعتى از قبل پيش بينى كرده اند بروند، به سراغ مسابقه علمى، ورزشى، مسابقه هوش، مطالعه يك اثر جالب، يك ورزش مورد علاقه مانند كوهنوردى، اسب سوارى و... اين كار را آن قدر ادامه دهند كه جانشين عادت بد سابق گردد.

* * *

5- پرهيز مطلق از تنهايى

اين گونه افراد بايد حتماً و بدون هيچ گونه قيد و شرط از تنها ماندن به شدت اجتناب كنند.

هرگز تنها نباشند; در خانه تنها نمانند، شب در اطاق تنها نخوابند، تنها براى مطالعه به نقاط خلوت نروند.

و به محض اين كه در محيطى احساس كردند تنها هستند

[ 174 ]

از آن محيط بيرون بروند.

اين گونه افراد مخصوصاً بايد اين نكته را فراموش نكنند كه به مجرد اين كه نخستين تحريك را در خود حس مى كنند بلافاصله برخيزند و سرگرم كار ديگرى شوند. فراموش كردن اين تذكر غالباً گران تمام مى شود.

تنهايى، محيط كاملا مساعدى است براى پرورش ميكرب اين اعتياد در فكر هر جوان، و تمام جوانانى كه مى خواهند خوشبخت و سالم و از خطرات عظيم استمنا در امان باشند بايد از تنهايى بپرهيزند.

 

6- ازدواج در نخستين فرصت

اين افراد اگر امكاناتشان اجازه مى دهد بايد در نخستين فرصت ازدواج كنند حتى اگر امكانات آنها «تنها» براى انتخاب نامزد (البتّه نامزد مشروع كه عقد شرعى آن اجرا شده باشد) فراهم است بايد اين فرصت را نيز از دست ندهند.

خلاصه ازدواج تأثير قابل توجّهى در مبارزه با اين انحراف

[ 175 ]

جنسى دارد و در صورتى كه دامنهة توقّعات را كوتاه و تشريفات زايد و بيجا را از آن حذف كنند كارى است بسيار سهل و ساده و آسان، ولى متأسفانه يك سلسله اوهام و قيود غلط، دست و پاى غالب طبقات را - اعم از تحصيل كرده و بى سواد - در اين قسمت بسته است.

بعضى از جوانان معتاد از ازدواج وحشت دارند، ولى اين وحشت كاملا بى اساس است زيرا با به كار بستن دستورها هم ترك اين اعتياد آسان است و هم پيروزى در تمام مراحل ازدواج و زناشويى.

 

7- تلقين و تقويت اراده

«تلقين» نيز در مبارزه با اين عادت رُل مهمى را بازى مى كند.

افراد معتاد بايد مرتباً به خود تلقين كنند كه به خوبى قادر هستند اين عادت زشت را ترك گويند.

براى اين كه تلقين در آنها اثر قوى و سريع ببخشد آن طور

[ 176 ]

كه يكى از اطباى روانشناس دكتر «ويكتور پوشه فرانسوى» مى گويد: - بايد تلقين را به صورت زير چندين روز پشت سر هم ادامه دهند - همه روز در محل آرامى كه چيزى فكر آنها را به خود مشغول نسازد، فكر خود را متمركز ساخته و با كلمات شمرده و محكم اين جمله را تكرار كنند: «من به خوبى قادر هستم اين عادت بد را از خود دور كنم، من قادرم»! تكرار اين تلقين ساده اثر عجيبى در تقويت روحيه و ترك اين عادت و هر عادت بدى دارد. (مى توانيد آزمايش كنيد).

علاوه بر اين بايد براى تقويّت اراده از مطالعه كتاب هاى روانى كه براى تحكيم و رشد شخصيت و تقويت اراده نوشته شده است غفلت نورزند، زيرا همان طور كه دانستيم - و همه معتادانى كه موفق به ترك اين عادت بد و ساير اعتيادهاى ناپسند شده اند اعتراف دارند - نخستين گام در اين راه «اراده و تصميم» است.

* * *

 

[ 177 ]

8- پرهيز كامل

از معاشرت و همنشينى با افراد منحرف و مبتلا به اين عادت بد، در همه اوقات مخصوصاً دوران مبارزه، بايد به طور مطلق دورى جست همان طور كه از مبتلايان به «وبا» فرار مى كنند. علاوه بر اين بايد زيان ها و عواقب دردناك و مرگبار اين عمل را هرگز از خاطر خود دور ندارند و هرگز گوش به سخنان وسوسه انگيز اين و آن ندهند.

نقش معاشران بد و فاسد در ابتلاى به اين انحراف، و ادامه آن، بسيار عجيب است آنها براى اين كه كمتر احساس گناه و بدبختى كنند سعى دارند افراد ديگرى را نيز مبتلا سازند و به سرنوشت غم انگيز خود گرفتار نمايند، لذا همواره مى كوشند با سخنان وسوسه انگيز اين عمل شوم و زشت را لذت بخش و كم ضرر جلوه دهند، ولى جوانان بيدار هرگز در دام وسوسه هاى شيطانى آنها نمى افتند.

* * *

 

[ 178 ]

9- تقويت عمومى و رژيم غذايى

داشتن يك رژيم غذايى كامل و سالم كه موجب تقويت عمومى بدن گردد نيز در مبارزه با اين عادت كه در بسيارى از مواقع از ضعف اعصاب سرچشمه مى گيرد و يا خود عامل ضعف اعصاب است تأثير قابل توجّهى دارد.

استحمام با آب سرد (البتّه در مواقعى كه وضع هوا اجازه مى دهد) و سپس ماساژ دادن بدن با حوله نيز كمك مؤثرى به اين گونه افراد مى تواند بنمايد.

همچنين اين گونه افراد بايد به شدت از پوشيدن لباس هاى تنگ و چسبان كه عامل مؤثّرى براى تحريك مصنوعى است بپرهيزند، اين گونه لباس ها اصولا براى همه جوانان زيان بخش و حتى گاهى خطرناك است هم به نمو و رشد طبيعى جسم آنها صدمه مى زند و هم وسوسه انگيز و تحريك آميز است.

* * *

 

[ 179 ]

10- استمداد از نيروى ايمان و عقايد مذهبى

نيروى ايمان و عقيده مذهبى مى تواند بزرگ ترين كمك را به اين مبتلايان كند و آنها را به زودى از چنگال اين عادت بد نجات بخشد.

اين گونه افراد هرگز نبايد خود را يك فرد نفرين شده و مطرود درگاه خداوند بدانند. بلكه بايد به لطف خداوند بزرگ كاملا اميدوار باشند و هنگام نماز و پس از نماز كه سر به سجده گذاشته و با آفريننده مهربان و بخشنده خود راز و نياز مى كنند با تمام دل و جان و با تمام ذرات وجود خويش از او بخواهند كه آنها را در ترك اين عادت زشت يارى كند و از چنگال آن برهاند و مطمئناً هرگاه با جان و دل به او توجّه نمايند، لطف خداوند مهربان به يارى آنها خواهد شتافت و در اين مبارزه حياتى پيروز خواهند شد.

و نيز بايد در همه جا و در همه حال او را حاضر و ناظر بدانند و هرگز به خود اجازه ندهند در پيشگاه مقدّس او دست به چنين كار خلافى بزنند.

[ 180 ]

ما اطمينان كامل داريم اگر مبتلايان دستورهاى بالا را دقيقاً فقط براى يك ماه به كار بندند از شر اين انحراف رهايى خواهند يافت.

پايان

[ 181 ]

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 18:33  توسط غریبه  | 

زيان هاى استمناء(خود ارضایی)

برگرفته از کتاب مشکلات جنسی جوانان آیت الله مکارم شیرازی:

زيان هاى استمناء(خود ارضایی)

در هر حال جوانان بايد با سرپنجه عقل و فكر خودشان، اين پرده هاى جهل و جنايت را كه بر وى حساسترين حقايق مربوط به آنان انداخته شده پاره كنند، و به جاى فرار از درك

[ 141 ]

حقيقت و پناه بردن به مطالبى كه اثرى جز تخدير و گمراه ساختن افكار آنها ندارد، بنشينند و حقايق حسى و روشنى را كه «حساب دو دو تا چهار تا» را دارد بررسى نمايند و سرانجام اين انحرافات مرگبار را با چشم خود ببينند.

ما نخست در اين جا گواهى بعضى از پزشكان و محقّقانى را كه سال ها از عمر خود را صرف مطالعه در پيرامون اين گونه مسائل كرده اند نقل نموده، و سپس به تجزيه و تحليل علل روانى و اجتماعى انحرافات جنسى پرداخته، و پس از آن راه مبارزه با اين اعتيادهاى ننگين را شرح مى دهيم.

يكى از اطباى معروف در كتاب خود كه درباره زيان هاى عادت ننگين «استمنا» نوشته، مشاهدات جمعى از پزشكان را به اين شرح نقل مى كند:

«هوفمان» مى گويد: «جوانى را ديدم كه از پانزده سالگى گرفتار اين اعتياد شوم شده بود و تا سن 23 سالگى آن را ادامه داده بود.

او چنان دچار ضعف قواى جسمانى گرديد كه هنگامى كه

[ 142 ]

مى خواست كتابى را بخواند چشمهايش سياهى رفته سرش درد مى گرفت، حالتى شبيه سرسام به او دست داده بود، مانند افراد مست دچار سرگيجه شده بود، حدقه هاى چشم او بيش از حد معمولى گشاد و باز شده، و در قعر چشمهاى خود درد شديدى احساس مى كرد».

مشاهدات دكتر هوچين سون (HUOTCHINSON) ثابت مى كند عموم ناراحتى هاى مربوط به دستگاه تناسلى از آثار «استمنا» و ناراحتى هاى شبكيه چشم و مشيميه از آن سرچشمه مى گيرد (دقت كنيد).

نويسنده مزبور اضافه مى كند:

«نخستين نتيجه عادت به اين كار شنيع اين است كه قوت و شفافيت چشم ها زايل مى گردد، صورت رنگ اصلى خود را از دست مى دهد و پژمرده مى شود، در نگاه هاى مبتلايان به اين كار هوش و ذكاوت اوّلى ديده نشده حالت گرفتگى در سيماى آنها ظاهر مى گردد، چشم هاى آنها با حلقه هاى كبودرنگى احاطه مى شود. بعد از آن سستى و تنبلى در

[ 143 ]

اعضاى مختلف مشاهده مى شود.

نقصان حافظه، خرابى اشتها، مشكل شدن هضم، تنگى نفس، تغيير اخلاق و مزاج به طور غير قابل توضيح، حسادت، غم و كدورت، ماليخوليا، فكر گوشه گيرى و تنهايى از نتايج شوم ابتلاى به اين انحراف جنسى است.

اين طبيب در جاى ديگر از كتاب خود اضافه مى كند اين عمل موجب فقرالدم (كم خونى) و ضايع شدن قواى جسمى و روحى مى گردد و باعث دوران سر، صداى گوش ها، كمردرد، سختى تنفس، كم شدن حافظه، لاغرى، ضعف و سستى و خلاصه عدم اقتدار كلى در بدن مى شود، و بر اثر رابطه نزديكى كه با حواس پنجگانه دارد مخصوصاً در چشم و گوش اثر مى گذارد». (دقّت كنيد).

عادت به اين انحراف شوم جنسى مخصوصاً نيروى مقاومت بدن را در برابر بيمارى ها كم مى كند و به طورى كه پزشك مزبور تصريح مى نمايد:

«اشخاصى كه به اين عادت مذموم مبتلا هستند به محض

[ 144 ]

گرفتارى به يكى از بيمارى هاى وخيم به آسانى نمى توانند گريبان خود را از چنگال مرگ نجات دهند».

او سپس از قول يكى از نويسندگان نقل مى كند كه:

«جوانى را مى شناختم كه مبتلا به اين عادت شوم بود او گرفتار يكى از «بيمارى هاى تب دار» شد در روز ششم بيمارى كه كاملا ضعيف شده بود باز نتوانست دست از عمل خود بردارد لذا مرگ با تمام وحشت خود بر او ظاهر گشت و او را در كام خود فرو كشيد»!

و نيز نقل مى كند:

«يكى از مبتلايانى كه به يك نوع از اين عادت شوم، مداومت مى نمود رفته رفته ضعف شديدى در خود احساس كرد، بدن او رو به لاغرى گذاشت ساق پا و ران هاى او به طور محسوسى ضمور (كم گوشت) شد و كمردرد او را آزار مى داد ادامه اين عمل منتهى به فلج عمومى بدنى او گرديد و پس از شش ماه بسترى شدن كه با وضع قابل ترحمى با مرگ دست به گريبان بود در آغوش مرگ فرو رفت»!

[ 145 ]

مخصوصاً ابتلاى به اين عادت شوم براى مجروحين و آنهايى كه عمل جراحى در بدنشان شده فوق العاده خطرناك مى باشد.

كوتاه سخن اين كه به گفته همان «پزشكى» و هم از نظر «مذهبى» منفور است موجب خرابى و نابودى وجود انسان و تزلزل روح مى گردد!

* * *

 

استمنا قابل كنترل نيست

به هر حال زيان هاى اين گونه انحراف بيش از آن است كه در اين مختصر شرح داده شود.

و يكى از هولناك ترين خطرات آن اين است كه اين عادت شوم به هيچ وجه قابل كنترل نيست و با توسعه روزافزون خود، اراده را تضعيف مى كند و به صورت افراطى عجيبى گسترش يافته هر گونه محدوديت را در هم مى شكند.

درست است كه هر گونه افراط در امور جنسى حتى از طريق مشروع (از طريق ازدواج) نيز ممكن است خطرات

[ 146 ]

فراوانى در بر داشته باشد. ولى گذشته از تفاوت هاى اصولى كه ميان اشباع طبيعى اين غريزه و اشباع از طرق غير طبيعى وجود دارد (و بعداً تشريح خواهد شد) فراهم شدن شرايط اشباع مشروع و طبيعى آن در همه حال ممكن نيست در حالى كه اين عادت شوم نياز به فراهم شدن شرايط خاصى ندارد و لذا به صورت خطرناكى در زندگى مبتلايان رخنه كرده و ريشه مى دواند.

با توجه به حقايق فوق و با توجه به اهميّت فوق العاده اى كه اين مسأله در سرنوشت جوانان از نظر جسمى، فكرى، اخلاقى و اجتماعى و مذهبى دارد لازم است همه جوانان به دقت نكاتى را كه براى «پيشگيرى» از اين عادات شوم اعلام مى كنيم به كار بندند.

مبتلايان نيز بايد بدانند كه براى ترك اين عادت هيچ موقعى دير نيست. قبل از هر چيز «تصميم» و سپس به كار بستن دقيق دستورهايى كه در صفحات آينده اين كتاب ذكر خواهد شد لازم است و با انجام اين برنامه ترك اين عادات مشكل نخواهد بود.

 

اكنون اجازه دهيد رشته سخن را درباره عادت شوم و خطرناك «استمنا» يا MASTURDATION و چگونگى مبارزه با آن

[ 151 ]

را دنبال كنيم، شايد بتوانيم اين سيلاب خطرناك را تا حدودى مهار كنيم.

يكى از اشتباهات بزرگ در اين مسأله حساس اين است كه عده اى از پزشكان، در برابر متخصصانى كه سال ها در اين باره مطالعه نموده و آثار شوم اين عادت زشت را در كتاب هاى خود نوشته اند (و نمونه آن در بحث هاى گذشته از نظر خوانندگان گرامى گذشت) چنين اظهار نظر مى كنند كه:

«ما در پزشكى زيانى براى اين عمل نديده ايم بلكه ترسانيدن افراد از آثار شوم و مرگبار اين عمل ممكن است آثار نامطلوبى در روح آنها بگذارد!».

گاهى مى گويند: اين عمل با آميزش جنسى چندان تفاوت ندارد.

متأسفانه همين اظهار نظرهاى بدون مطالعه در تمام جوانب مسأله، سبب سقوط عدّه اى از جوانان در دام اين عادت شوم شده است.

پاسخ اين سخن را پزشكان مطّلع و وارد چنين مى دهند:

[ 152 ]

اين آقايان از يك نكته اساسى در اين مسأله غفلت دارند كه: به شهادت «مشاهدات فراوان» و «اعتراف صريح بسيارى از مبتلايان» اين عمل، اعتيادآور است، اعتيادى شديد و مرگبار كه افراد را به دنبال خود مى كشاند و به اين آسانى دست بردار نيست.

ممكن است يك مرتبه استعمال فلان مادّه مخدّر ضرر زيادى نداشته باشد، ولى بايد توجّه داشت خطر اعتياد در پيش است، اعتيادى كه همه چيز انسان ممكن است در آن دفن شود.

همان طور كه گفتيم متخصّصان اين فن در كتاب هايى كه در اين زمينه نوشته اند موضوع اعتيادآور بودن اين عمل شوم را صريحاً يادآور شده و جوانان را از آن برحذر داشته اند. (دقّت كنيد)

نكته ديگرى كه بايد به اين موضوع اضافه كرد اين است كه وسايل آلوده شدن به اين عمل بسيار ساده است، يعنى در حقيقت وسايلى نمى خواهد و در هر گونه شرايطى و در همه حال امكان آن هست و كنترلى هم در آن نيست و بدبختانه

[ 153 ]

چون در دوران «طغيان غريزه جنسى» مخصوصاً ميان سال هاى 16 تا 20 به سراغ جوانان مى آيد خيلى زود ممكن است به صورت يك عادت ريشه دار درآيد، در حالى كه آميزش جنسى هرگز چنين ساده نيست و زن و مردى كه همسر يكديگرند در شرايط خاصى چنين امكانى را پيدا مى كنند.

كسانى كه زيان هاى آن را دست كم گرفته اند حتماً توجّه به مسأله «اعتياد» به آن، و ساير اوضاع و احوال خاص اين مسأله ننموده اند.

وگرنه چگونه مى توان اين حقيقت حسى را انكار كرد كه بسيارى از جوانان آلوده تا سرحدّ مرگ و جنون و ناتوانى مطلق و فلج و از دست دادن همه چيز خود پيش مى روند مگر مشاهدات حسى را مى توان منكر شد؟!

اتفاقاً در ميان اين دسته بسيارند كسانى كه مى گويند هرگز به زيان اين عادت شوم هم آشنا نبوديم و از ضررهاى آن آگاهى نداشتيم بنابراين، مسأله تلقين هم در اين جا منتفى است.

* * *

[ 154 ]

راه ها و دستورهاى پيشگيرى

اكنون كه اين حقايق روشن شد توجه عميق همه جوانان عزيز را به نكات زير جلب مى كنيم، براى پيشگيرى از بروز اين عادت و اگر خداى نكرده آلوده شده اند براى درمان آن:

 

گام نخست

1- نخستين مطلبى كه مبتلايان بايد به آن توجّه كنند اين است كه اين عادت شوم جنسى با تمام آثار مرگبارى كه دارد قابل معالجه و درمان است، و به گواهى پزشكان و بسيارى از افرادى كه آلوده بوده اند اگر از طريق صحيحى وارد شوند مانند هر عادت و اعتياد غلط ديگر به طور حتم برطرف خواهد گرديد.

قابل توجّه اين كه بيشتر آثار شومى كه به واسطه آن به وجود آمده در مدت نسبتاً كوتاهى پس از قطع آن برطرف خواهد گرديد، زيرا نشاط و نيروى جوانى مى تواند بيشتر ضايعات گذشته را جبران نمايد (نمى گوييم همه آن را،

[ 155 ]

مى گوييم، بيشتر آن را) و همان طور كه زخم هاى تن كودكان و جوانان خيلى زود التيام پيدا مى كند آثار سوء اين عمل نيز پس از بيدارى (در صورتى كه به موقع متوجّه شوند) در مدّت نسبتاً كمى برچيده خواهد شد.

آن دسته از جوانان مبتلا كه از بهبودى خود مأيوس و يا در ترديدند سخت در اشتباه هستند، و همين يأس و ترديد بزرگ ترين سد راه آنهاست (دقت كنيد).

بنابراين نخستين و لازم ترين موضوعى كه آنها بايد به آن توجه و ايمان داشته باشند همان امكان سريع ترك اين عادت شوم و ننگين و رهايى يافتن از بسيارى عواقب آن است.

اكنون كه گام نخستين برداشته شد و با ايمان و اميدوارى كامل به سوى درمان اين مبتلايان پيش مى رويم بايد خود را براى به كار بستن نخستين دستور آماده كنند.

* * *

 

 

[ 156 ]

مهمتر از آنچه تصوّر شود

2- پزشكان عموماً معتقدند براى ترك هر نوع اعتياد قبل از هر چيز اراده و تصميم لازم است، تصميمى قاطع و جدى و محكم.

ممكن است شما اين موضوع را يك موضوع ساده و معمولى تلقى كنيد امّا ما به شما مى گوييم بيش از آنچه تصوّر نماييد اين موضوع مهم و مؤثّر است.

براى گرفتن تصميم بايد نخست به زيان هاى ادامه اين عمل خطرناك انديشيد و آنچه از زيان هاى آن در بحث هاى گذشته يادآور شديم با دقت چندين مرتبه از نظر گذراند. و عواقب شومى كه در انتظار معتادان است در نظر مجسم ساخت، و با توجّه به شخصيت و قدرت فوق العاده اى كه در هر انسانى نهفته شده - مخصوصاً در جوانان - بايد تصميم گرفت، تصميمى آهنين و خلل ناپذير.

حتماً مى دانم در اين جا بعضى از جوانان مبتلا، به من ايراد مى كنند كه «ما قادر به تصميم گرفتن هم نيستيم و

[ 157 ]

نيروى تصميم از ما سلب شده، بارها تصميم گرفته ايم و باز هم شكسته ايم»!

ما به اين ايراد شما كاملا توجّه داريم امّا شما هم به پاسخ ما كاملا توجّه و دقّت كنيد:

من از اين گونه افراد مى پرسم: «آيا هرگز شده در پيش روى پدر و مادر و برادر، دبير و يا شخص محترم ديگرى آشكارا دست به اين كار بيالاييد هر قدر هم (مثلا) ناراحت باشيد؟...

حتماً خواهيد گفت: نه.

مى پرسم چرا؟

مى گوييد آخر چنين كارى شرم آور است!

مى گوييم: معناى سخن شما اين است چون اين كار شرم آور است ما تصميم گرفته ايم در پيش روى آنها انجام ندهيم!

اين موضوع به خوبى ثابت مى كند كه شما هرگز آن طور كه خيال مى كنيد بى اراده و بى اختيار به سوى اين عمل كشانده

[ 158 ]

نمى شويد، اگر بى اختيار و فاقد اراده بوديد براى شما حضور اين افراد و عدم آن كوچك ترين تفاوتى نداشت!

شما بايد بكوشيد اين «اراده نيرومند خود» را كه در چنين مواردى به كار مى اندازيد به همه جا گسترش دهيد، اين سرمايه در وجود شما هست پس چرا از آن استفاده نمى كنيد؟

اين را هم فراموش نكنيد كه خدا در همه جا حاضر و ناظر اعمال شماست و شما در همه جا در حضور او هستيد آيا شايسته است در حضور چنين پروردگارى دست به چنين آلودگى بزنيد؟!

جالب توجّه اين كه در يكى از سخنان پيشوايان بزرگ اسلام امام صادق(عليه السلام)مى خوانيم: روزى يك نفر به خدمتش عرض نمود: بيچاره فلان كس مبتلا به «يك نوع انحراف جنسى» شده (نوع ديگرى غير از اين عادت) و از خود هيچ گونه اراده اى ندارد!

حضرت با عصبانيت فرمود: چه مى گويى؟! آيا حاضر است اين عمل را پيش روى مردم هم انجام دهد؟!

عرض كردند: نه.

[ 159 ]

فرمود: پس معلوم مى شود به اراده و اختيار خود اوست...

و امّا اين كه بعضى مى گويند: «بارها تصميم گرفته ايم و شكسته ايم» ما به اين افراد صريحاً اعلام مى كنيم: شكستن تصميم به معناى از بين رفتن همه آثار آن در وجود انسان نيست، همين تصميم شكسته شده رسوباتى در اعماق دل و روح انسان باقى مى گذارد و زمينه را براى تصميم نهايى بيش از گذشته، آماده مى سازد (دقت كنيد).

اجازه بدهيد مثالى براى شما بيان كنم:

بسيارى از اوقات انسان مى كوشد با پاى خود از كوهى بالا رود و يا با اتومبيل از يك سر بالايى تند بگذرد، دفعه اوّل و دوّم و گاهى دفعه دهم عقب گرد مى كند و نمى تواند، ولى آخرين بار موفق مى شود و از آن مى گذرد، اين سخن به اين معنا نيست كه در دفعات اوّل هيچ كارى انجام نداده بلكه هر دفعه كه براى عبور از اين راه دشوار اقدام نموده و عقب رفته به طور ناخودآگاه يك مقدار آمادگى آموخته و ذخيره كرده و بالاخره در پايان پيروز شده است.

[ 160 ]

دانشمندان مى گويند براى حفظ يك قطعه شعر يا نثر ممكن است در نخستين بار 5 مرتبه تكرار آن لازم باشد، و پس از مدّتى ممكن است فراموش گردد امّا براى حفظ آن در دفعه آينده مسلّماً 5 مرتبه تكرار لازم نيست ممكن است سه مرتبه هم كافى باشد. يعنى رسوبات تصميم ها و يادگيرى هاى گذشته همواره در روح انسان باقى مى ماند. مسائل مربوط به روان انسان همه از اين قبيل است.

بنابراين اگر ده بار هم تا كنون تصميم گرفته ايد و شكسته ايد هم اكنون آماده يك تصميم قاطع و جدّى و آهنين براى ترك هر نوع اعتياد غلط شويد و تمام نيروهاى معنوى خود - مخصوصاً ايمان به خدا - را بسيج كنيد و اين گفتار پيشواى بزرگ ما على(عليه السلام) را فراموش نكنيد آن جا كه مى فرمود: «افراد با ايمان همچون كوه سرسخت و با استقامتند».

اكنون كه تصميم نهايى خود را گرفتيد دستورات ديگر آينده را دقيقاً به كار بنديد.

[ 161 ]

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 18:29  توسط غریبه  | 

جوانان و انحرافات جنسى

برگرفته از کتاب مشکلات جنسی جوانان آیت الله مکارم شیرازی:


جوانان و انحرافات جنسى

 

فريادهاى دردآلودى كه از هر سو بلند است!

[ 126 ]

 

 

 

مى دانيم جوانى دوران «بحران» غرائز مخصوصاً «غريزه جنسى» است.

اين غريزه اگر به صورت صحيحى رهبرى نگردد خرد كننده ترين ضربت را بر پايه خوشبختى و سعادت جوانان خواهد زد، و سرنوشت آنها را به كلى دگرگون خواهد ساخت.

نيروهاى خلاّق آنها، همچون غنچه هاى ناشكفته پرپر شده نابود خواهند شد، و «نبوغ» و «ابتكار» آنان كه ممكن است سرچشمه افتخارات فراوانى براى خودشان يا اجتماع گردد مسلّماً به هدر خواهد رفت.

تعداد قربانيان اين راه در ميان جوانان كم نيستند و تعداد كسانى كه پس از بيدارى از خواب گران خود، دردناك ترين تأسف و ندامت را بر روح خود احساس مى كنند نيز فراوانند.

و بسيارند كسانى كه با آثار شوم اين عدم رهبرى صحيح تا

[ 127 ]

پايان عمر خويش دست به گريبان مى باشند!

* * *

 

نامه هاى فراوانى كه تا كنون از عدّه اى از قربانيان اين راه به دست ما رسيده مى تواند پرده از گوشه اى از اين راز وحشتناك بردارد، و ما را در جريان اين موضوع حساس و پر خطر بگذارد.

اين «نامه ها» شامل اسرار ناگفتنى، وقايع دردناك و بهت آور است، و نويسندگان آنها همه، استمداد كرده و راه چاره خواسته اند.

حقيقت اين است كه ما هم تا اين اندازه از توسعه و اهميّت اين خطر آگاه نبوديم، ولى با اطلاعاتى كه به دست ما رسيده چاره اى جز اين نداريم تا آن جا كه از ما ساخته است و در قدرت داريم در راه بيدار ساختن جوانان و آگاه نمودن آنها به نقاط اصلى خطر از هيچ كوششى فروگذار نكنيم و از خداى بزرگ مى خواهيم كه به ما و آنها در اين راه كمك فرمايد.

[ 128 ]

نخست اجازه بدهيد گوشه اى از اين نامه ها را كه مى توان آن را درج نمود «عيناً» در اختيار شما بگذاريم:

* نامه اوّل

«... چون شما در نوشته هاى خود يادآور شده ايد كه: جوانان مشكلات خود را در موضوعات مختلف تشريح كنند به فرستادن اين نامه مبادرت ورزيدم:

... مشكلى كه من از آن رنج مى برم و نزديك است مرا هلاك كند راجع به امور جنسى و تمايلاتى است كه ذيلا برايتان تشريح مى كنم.

جوانى هستم 23 ساله و محصل، از روزى كه پا به دايره بلوغ گذاشتم بر اثر نداشتن تربيت صحيح و عدم مراقبت و بى اطلاعى به «يك نوع انحراف جنسى» مبتلا شده ام و «بدبختانه» هفت سال آن را ادامه داده ام!

اكنون به اين بلاى خانمانسوز مبتلا هستم و هر چه در ترك آن كوشيده ام نتيجه اى نگرفته ام، ضررهاى آن را علاوه بر اين كه در كتاب هاى فارسى مطالعه نموده ام در بدن خود نيز

[ 129 ]

مشاهده مى كنم: چشمم ضعيف شده، ضعف اعصاب، كم خونى، لرزش بدن، لاغرى و پژمردگى مرا بيچاره كرده است!

وقتى قلم به دست مى گيرم قدرت نوشتن ندارم، ناچار قلم را بر زمين مى گذارم تا وقتى كمى دستم قدرت پيدا مى كند دوباره مى نويسم!

ايمان ضعيفى در من وجود دارد، و با وجدانم دست به دست هم داده مرا سرزنش مى كنند.

ناچار در گوشه اى مى نشينم و تا مى توانم گريه مى كنم كه چشمانم سرخ مى شود، خلاصه بيچاره و بدبختم و دادرس و فريادرسى ندارم!!...

شايد مايل باشيد بدانيد چرا با اين كه ضررهاى آن را مشاهده مى كنم آن را ترك نمى نمايم؟

در جواب خواهم گفت امروز ترك اين كار (تقريباً) از نظر

[ 130 ]

من محال است. هنگام تحريك شدن، اراده از من سلب مى شود بعد كه به خود مى آيم كارم گريه است!...

گاهى به خدا التماس مى كنم و به درگاه امامان(عليهم السلام)متوسّل مى شوم... امّا هر چه التماس مى كنم كمتر نتيجه مى گيرم.

گاهى با خود فكر مى كنم مگر خدا و ائمه اطهار به افراد ناپاكى چون من توجّه ندارند؟!... ما درماندگانى، كه حتّى به نزديك ترين خويشان نمى توانيم درد دل خود را بگوييم دامن چه كسى را بايد بگيريم؟

كاسه صبرم لبريز، و جانم به لب رسيده، به من رحم كنيد و راه نجاتى به من معرّفى نماييد اگر دستور طبى در نظر داريد به من اطّلاع دهيد. و مسلّم بدانيد (و مى دانيد) احتياج به قدردانى امثال من نداريد اجتماع بايد از شما قدردانى كند و پاداش شما با خداى بزرگ است.

* * *

 

[ 131 ]

* نامه ديگر

«... شما را به خاطر جهاد مقدّسى كه براى هدايت جوانان آغاز كرده ايد مى ستايم... چه براى من واضح است كه ايده شما بر خلاف عدّه زيادى از نويسندگان مطبوعات (اگر بشود به آنها نويسنده گفت) خوشبختى جوانان است.

بارى جوانى هستم 17 ساله و محصل سال چهارم دبيرستان كه در تمام دوران ابتدايى شاگرد ممتاز بوده ام، ولى به عللى كه خودتان خيلى خوب مى دانيد به محض رسيدن به دوران پرآشوب بلوغ به يك دام افتادم.

البتّه اين منحصر به من نيست عدّه اى از همسالان من نيز به اين دام افتاده اند.

در كلاس اوّل دبيرستان مبتلا به «يك نوع انحراف» شدم در عرض اين چهار سال مقدار فراوانى از قواى فكرى خود را از دست داده ام. ده ها بار توبه كردم. ولى روز به روز ضعف نفس من زيادتر شده.

اكنون به طورى كه خودم حس مى كنم قسمت هاى عمده

[ 132 ]

بدن من يعنى قلب و اعصابم دچار خلل شده، و بدتر از همه اراده ام را نيز به مقدار زيادى از دست داده ام، دائماً احساس حقارت مى كنم، خيلى كم حرف مى زنم، ورزش نمى توانم بكنم و حتّى به ميهمانى هاى خانوادگى نيز نمى روم!...

به خوبى مى دانم كه آينده خوبى نخواهم داشت... اين قدر بى اراده شده ام كه ترك اين «عمل خطرناك» برايم كارى مشكل شده است...

علت چيست؟

علت اين است كه عكس هاى زنان برهنه در دست همسالانم زياد ديده مى شود.

فيلم هاى منحرف كننده و سكسى تنها سرگرمى ماست و كتاب هاى مزخرف با نازل ترين قيمت در دسترس ما قرار دارد.

مرا راهنمايى كنيد. به من بگوييد چطور مى توانم از اين درد «كشنده» خلاص شوم؟!...».

* * *

 

[ 133 ]

* نامه سوّم

«... آيا از وضع جوانان و درد دل هاى ما آگاهى داريد؟...

آيا مى دانيد عدّه اى از جوانان دست به جنايت بزرگى مى زنند و گرفتار انحرافاتى هستند؟...

چندى پيش در خيابان ثرياى «يزد» مى گذشتم ناگهان چشمم به جوانى افتاد كه سن او در حدود 25 سال بود، بدنى بى حس و چشمانى نابينا داشت در حالى كه دست او در دست براد كوچكش بود، از خيابان مى گذشت.

من از چرخ پياده شدم و از برادرش كه با هم آشنا بوديم پرسيديم اين كيست؟ گفت اين برادرم است، مات و مبهوت انگشت بر دهان گذاشتم...

گفتم چرا برادرت به اين روز افتاده؟ گفت تا 20 سالگى هيچ عيبى نداشت، ولى بر اثر اعتياد به «يك نوع انحراف جنسى» چند سال است كه چشمش نابينا شده...

بدبختانه باز دست بردار نيست... تقاضا مى كنم هر چه زودتر زيان هاى اين جنايت و راه علاج آن را براى ما «جوانان»

[ 134 ]

تشريح كنيد، چه كنيم كه ما هم آلوده اين كارها نشويم؟...».

* * *

اين بود قسمتى از نامه هايى كه از شهرستان هاى مختلف به دست ما رسيده و غالباً به عين عبارت (با حذف نام نويسندگان و عباراتى كه قابل درج نبود) در بالا آورديم.

اين نامه ها و مانند آنها «تابلوى زنده و گويايى» از وضع جوانان ما و آينده آنهاست، البتّه انكار نمى توان كرد كه افراد پاك و غير آلوده به هيچ نوع انحراف اخلاقى، در ميان جوانان فراوانند ولى تعداد قربانيان هم بسيار زياد است.

اگر دست روى دست گذارده و تماشاگر اين صحنه ها باشيم، هم اين افراد پاك در معرض خطر آلودگى قرار خواهند گرفت، و هم افرادى كه آلوده شده اند به كلى از دست خواهند رفت و يا همچون قربانيان ديگر، افرادى ناتوان، قابل ترحم، شكست خورده، بينوا و احياناً جنايتكار خواهند شد.

ولى ما اميدواريم با طرقى كه ارائه خواهيم داد حتى آلوده ترين افراد (اگر بخواهند) نجات پيدا كنند، و افراد پاك با

[ 135 ]

توجه و مراقبت بيشترى به اين مسائل نگريسته و راه پيشگيرى از هر گونه انحراف جنسى را دريابند.

قلب ما از شنيدن ناله اين قربانيان به شدت مى لرزد، و نيش قلم هاى آنها كه به طرز تضرّع آميزى استمداد مى كند روح هر انسانى را مى خراشد و جريحه دار مى سازد.

بدبختانه «مسأله جنسى جوانان» در زمانى كه بر اثر بدآموزى هاى فراوانى كه به وسيله پاره اى از مطبوعات بازارى و فيلم هاى سكسى، و پخش عكس هاى شهوت انگيز، و اعمال سوداگران ديگرى از اين قماش، وارد مرحله بسيار خطرناكى شده است، و سوء استفاده از آزادى نيز مزيد بر اين علت گشته است، و اگر جهاد پى گيرى براى نجات جوانان نشود آينده شوم و مرگبارى در پيش خواهد بود.

گرچه تصوّر مى كنيم مشاهده وضع قربانيان اين راه، كه نمونه هاى آن در بالا ذكر شد (گرچه هنوز نمى توان اسم آنها را قربانى گذاشت) و نمونه هاى ديگر كه كم و بيش خود شما خوانندگان عزيز ديده ايد، به تنهايى معلّم گويايى است كه

[ 136 ]

بسيار چيزها مى تواند به همه بياموزد.

امّا اهميّت موضوع ايجاب مى كند كه آنچه گفتنى است در اين زمينه گفته شود و از پرتگاه هايى كه از اين رهگذر در مسير زندگى جوانان قرار دارد همگان آگاه شوند، و راه نجات «در دام افتادگان» نيز تشريح گردد.

ما همه شما و دوستان را به مطالعه دقيق اين سلسله بحث ها دعوت مى كنيم، و به شما اطمينان مى دهيم كه اگر دل خود را در اختيار ما بگذاريد و آنچه ما در اختيار شما مى گذاريم، مو به مو اجرا كنيد از هر گونه خطرى رهايى خواهيد يافت.

[ 137 ]

عواقب مرگبار انحرافات جنسى   

 

 

 

 

 

2
عواقب مرگبار انحرافات جنسى

 

   يكى از مهمترين مسائلى كه جوانان با آن    روبه رو هستند، و راه پيشگيرى افراد غير آلوده، و درمان آلوده ها!

 

[ 138 ]

 

 

 

در بحث گذشته با ذكر چند نمونه زنده ديديم كه چگونه انحرافات جنسى و اعتياد به پاره اى از آنها مى تواند جوانان را به صورت موجودى زبون، ناتوان، مأيوس عقب مانده، و بيمار درآورد، و تا سرحدّ «جنون» و «مرگ» پيش ببرد.

بدبختانه در عصر ما كه بعضى آن را «عصر مسائل سكسى» نام نهاده اند، بسيارى از نويسندگان بى هدف سعى دارند انحرافات جنسى جوانان را كوچك و كم اهميّت جلوه دهند، و گاهى براى خوشايند بعضى از منحرفان آن را يك ضرورت زندگى و از لوازم دوران جوانى معرّفى نمايند!!

دسته اى هم كه مى دانيم و مى دانيد دامن زدن به اين مسأله را وسيله «كاسبى نامشروع» خود ساخته، و براى پيدا كردن سوژه هاى داغ جنسى و تهيه عكس هاى تحريك آميز، زمين و زمان را زير پا گذارده، و از هيچ دروغى هم پروا ندارند!

[ 139 ]

مثلا در يكى از مجلاتى كه به نام «زنان» انتشار مى يابد اخيراً خبر به اصطلاح تكان دهنده اى كه به قول نويسنده مجلّه سراسر اروپا را در بهت و حيرت فرو برده بود (و شايد دامنه آن نيز به زودى به كرات ديگر كشيده شود!) درج شده بود و آن اين كه اخيراً زنى در يكى از جرايد اعلان كرده است كه براى شوهرش معشوقه پيدا مى كند!!...

آنهاامثال اين خبر را كه به احتمال قوى ساخته و پرداخته خود يا همكارانشان است به عنوان يك وسيله مؤثّر تبليغاتى براى بالا بردن تيراژ مجله خود انتخاب مى كنند، حال نشر اين گونه اخبار آن هم با آن آب و تاب، چه اثرى جز ننگ و فساد مى تواند براى اجتماع داشته باشد، اصلا براى آنها مطرح نيست.

بدبختى منحصر به اينها نيست، حتى بعضى از به اصطلاح جامعه شناسان و روانشناسان و پزشكان هم از اين «موج جنسى»! بر كنار نمانده و كوشش دارند آن را طبيعى و بى ضرر جلوه دهند.

[ 140 ]

عدّه اى هم كه معتقد به عواقب شوم و دردناك اين بى بندوبارى هستند در طرح اين مسائل كه به منظور پيشگيرى صورت مى گيرد طورى مسأله را طرح مى كنند كه نه تنها كمكى به حل مشكل و درمان مبتلايان نمى كند بلكه راه هايى را هم كه بلد نبودند به منحرفين مى آموزد و انحرافى بر انحراف آنان مى افزايد!

مجموع اين عوامل است كه مسأله انحراف جنسى را در ميان جوانان به صورت فوق العاده پيچيده و وحشتناكى درآورده كه ريشه كن نمودن آن به اين آسانى ممكن نيست و نياز به صرف وقت و بودجه و طرح هاى دقيق فراوانى دارد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 18:24  توسط غریبه  |